عربي براي دبيرستان
آموزش عربي متون ادبي تاريخ اذبيات عرب قرآن و عترت 
قالب وبلاگ
                                          اسلام و عيد نوروز 

نوروز واژه‌اي است مركب از دو جزء كه روي هم به معناي روز نوين است و بر نخستين روز از نخستين ماه سال خورشيدي آن گاه كه آفتاب به برج حمل انتقال مي‌‌‌يابد گذارده مي‌شود. و اصل پهلوي اين واژه نوك روچ يا نوك روز بوده است.

بيروني در تعريف نوروز نقل مي‌كند "نخستين روز است از فروردين ماه و از اين جهت روز نو نام كردند، زيرا كه پيشاني سال نو است و آنچه از پس اوست از اين پنج روز همه جشن‌هاست."
 
مورخين و محققان درباره جايگاه نوروز با هم اختلاف دارند. به نظر مي‌رسد آريائي‌ها از مهاجرت به فلات ايران و هم مرز شدن با تمدن ميان‌رودان سال را به دو قسمت تقسيم مي‌‌كردند كه هر يك با انقلابي شروع مي‌شد و دو جشن نوروز و مهرگان سرآغاز اين دو انقلاب بودند. يعني هنگام انقلاب تابستاني جشن نوروز گرفته مي‌شد و زمان انقلاب زمستاني جشن مهرگان پاس داشته مي‌شد. برخي معتقدند كه جشن نوروز و مهرگان جشني بوده‌ است كه در ايران قبل از ورود آريائي‌ها وجود داشته است و اقوام قبل از آريائي‌ها كه در فلات ايران ساكن بوده‌اند به آن عمل مي‌كرده‌اند.
 
"نوروز" را ايرانيان گرامي مي‌دارند و آييني است كهن كه گرچه طي هزاران سال دگرگون يافته،‌ اما هرگز از ميان نرفته و از سوي اقوام و مذاهب مختلفي كه در سرزمين ايران حضور پيدا كرده‌‌اند، مهر تأييد خورده است. بدين سان امروزه نوروز از نمادهاي بزرگ و وحدت بخش ملت ايران با همه تكثرهاي قومي، مذهبي، فرهنگي و زباني است.
 
آيين‌ها و رسم‌هاي مردم فرآيند الزامات و نيازهاي درهم تنيده مادي و معنوي، در پيوند جغرافيايي و شيوه‌هاي توليد و ساختارهاي اقتصادي دوره‌اي مختلف‌اند که برحسب ضرورت پيوسته در حال تغييرند و به مقوله‌هايي که در ژرفا معنا دارند پاسخ مي‌دهند.
ظهور اسلام و برخورد مسالمت آميز آن با ساير اديان و آيين‌ها از جمله اعتقادات مذهبي و ملي ايرانيان موجب شد كه مراسم و آداب مربوطه، به يكباره از جامعه اسلامي ايران رخت بر نبندد، فقط با مسلمان شدن تدريجي ايرانيان از وسعت آنها كاسته شد و اندك اندك همراه اعتقادات ديني اسلام، اسطوره‌ها و داستان‌هاي عربي نيز در ميان توده مردم نفوذ كرد. طي گذشت ايام، زماني كه برخي از سنت‌ها و آداب در تضاد آشكار با اعتقادات و رسوم گذشته قرار مي‌گرفت ايرانيان مي‌كوشيدند سنت كهن ملي را در قالب شخصيت‌هاي اسلامي باز يابند و به عبارت روشن‌تر سنت‌هاي ملي ايراني را با سنت‌هاي اسلامي در آميختند. در نتيجه از ميان انبوه جشن‌هاي ايراني قبل از اسلام آنچه ميان ايرانيان مسلمان باقي ماند منحصر به عيد نوروز، جشن سده و جشن‌هاي كوچك‌تري مانند جشن گل سرخ كه در اصفهان مرسوم بوده است. از ميان جشن‌هاي ياد شده بزرگ‌ترين اعياد ملي ايرانيان جشن نوروز است.
 
نوروز تنها جشني است كه از دوران باستان با عظمت تمام و همراه با انبوهي افسانه و آيين تا به امروز ادامه يافته است. عظمت نوروز را از نقش‌هاي تخت جمشيد گرفته تا آثار ادبي و هنري گوناگون عربي و فارسي در همه جا مي‌توان يافت. يكي از كهن‌ترين و بزرگ‌ترين منابعي كه به جشن و افسانه‌ها و آيين‌هاي مربوطه پرداخته است، كتاب «آثار الباقيه» اثر ابوريحان بيروني (متوفي 440 هجري قمري) است. او مي‌نويسد:
«سال نزد فارسيان چهار فصل بود ... بر حسب اين فصول عيدهايي داشتند كه به اهمال در كبيسه روز اين عيدها جابه‌جا مي‌شد. از جمله اين اعياد يكي روز اول فروردين ماه يعني نوروز بود. كه روز بس بزرگ است كه به علت زنده شدن طبيعت گويند. آغاز خلقت جهان در آن روز بوده است. چنين به نظر مي‌رسد كه پنج روز نخستين سال « نوروز عامه» يعني جشن همگاني بود. حال آنكه روز ششم كه «خرداد روز» نام داشت، « نوروز خاصه» يعني جشن پادشاهان و بزرگان بوده است.
 
احترام نوروز در اسلام هر چند كه به مذهب شيعه منحصر نيست، اما چنان در ميان شيعيان فراگير است كه حتي رواياتي از امامان شيعه در بزرگداشت نوروز نقل شده است. براي مثال علامه مجلسي در "السماء‌والعالم" از امام صادق‌ عليه‌السلام حديثي را بدين مضمون نقل مي‌كند: "در آغاز فروردين، آدم آفريده شد و آن روز فرخنده‌اي است براي طلب حاجت‌ها و برآورده شدن آرزوها و ديدار پادشاهان و كسب دانش و زناشويي و مسافرت و داد و ستد. در آن روز خجسته بيماران بهبودي مي‌يابند و نوزادان به آساني زاده مي‌شوند و روزي‌ها فراوان مي‌گردد."مجلسي همچنين حديث ديگري را درباره نوروز نقل مي‌كند كه منتسب به امام كاظم عليه‌السلام است و آن اين كه "اين روز بسيار كهن است. در نوروز خداوند از بندگان پيمان گرفت تا او را پرستش كنند و براي او شريك قائل نشوند و به آيين فرستادگان‌شان درآيند و دستورشان را بپذيرند و آن را اجرا نمايند و آن نخستين روزي است كه آفتاب بدميد و بادهاي بار دهنده بوزيد و گل‌هاي روي زمين پديد آمد و هم جبرئيل بر پيامبر نازل شد و نيز روزي است كه ابراهيم بت‌ها را شكست و هم پيامبر علي را بر دوش خود گرفت تا بت‌هاي قريش را از خانه كعبه بينداخت.
علاوه بر عدم مخالفت اسلام با آيين نوروز و از آن فراتر تأييد اين مذهب بر نوروزگان، تداوم گراميداشت نوروز در دوره اسلامي را مي‌توان به علاقه شديد ايرانيان براي حفظ مواريث باستاني خود نيز نسبت داد.
"برتولد اشپولر" ايران‌شناس بزرگ آلماني در اين باره مي‌‌‌گويد:‌ "از جشن‌هاي قديمي ايراني، بيش از همه جشن‌ سال نو (نوروز؛ شكل عربي آن نيروز) و نيز در پايان تابستان جشن پاييز (مهرگان) طبيعتاً بر اساس تقويم قديمي برگزار مي‌شد. البته مسلمانان، به‌ويژه در زمان عمر دوم (عمربن عبدالعزيز) كوشش كردند تا اين اعياد را ملغي كنند و كساني را كه در اين مواقع به طور كلي هداياي متداولي براي مقامات بالاتر مي‌فرستادند، تحت فشار قرار دادند.
اما اين رسم چنان عميق با انديشه و احساس مردم ايران وابسته بود كه به زودي پيروز‌مندانه براي خود جايي باز كرد و با اوج گرفتن كار عباسيان، اما به‌ويژه در زمان آل‌بويه كاملاً در همه جا متداول شد و حتي در بين‌النهرين (درست در بغداد و حتي در بصره) رسمي همه‌گير شد. در سوريه، مصر و شمال آفريقا نيز اين جشن در برخي از زمان‌‌ها به طور نامنظم برگزار مي‌شد.
بدين ترتيب نوروز با ورود اسلام به ايران و فراگيري اين مذهب در پهنه‌اي وسيع از شبه قاره هند تا شمال آفريقا، اين مجال را يافت تا در ميان اقوام غير ايراني نيز تداول يابد.
با توجه به اين كه عباسيان بيش از پنج سده نفوذ سياسي و ديني خود را در جهان اسلام - با فراز و نشيب بسيار - حفظ كردند، مي‌توان دريافت كه بزرگداشت نوروز از سوي خلفاي اين سلسله تا چه حد در استمرار و گسترش آن تأثير گذار بوده است. نوروز از زمان پيامبر اسلام تا دوره سلسله متأخر ايراني همواره مورد توجه بوده است. به شهادت تاريخ، حضرت محمد صلي‌‌الله عليه‌وآله و حضرت علي عليه‌السلام و بزرگان و خلفاي اسلام نوروز را گرامي مي‌داشتند و در دستگاه خلافت عباسي نوروز عظمتي خاص داشت و پس از اسلام نيز نوروز بزرگ با سنت‌هاي اسلامي شكوه و جلالي ديگر يافته بود. خاندان‌هاي بزرگ ايراني چون سامانيان و ديلميان و آل زياد به نگهداري و پاسداري سنن ملي دلبستگي فراوان داشتند و به هنگام نوروز به روش نياكان خود مردم را بار عام مي‌دادند و آداب ديرين را معمول مي‌داشتند. شهرياران صفوي هم در اجراي مراسم جشن نوروز كوشش بسيار مي‌كردند و مردم نيز تشريفات عيد به جاي آوردند.
برگزاري جشن نوروز در دوره صفويه به ‌ويژه با نگاه به احاديثي كه محدثين بزرگ اين دوره همچون علامه مجلسي درباره نوروز نقل كرد‌ه‌اند، قابل ارزيابي است. چنين مي‌نمايد كه در اين دوره - همچون زمان حاضر - نوروز صبغه‌اي كاملاً اسلامي يافته بود و تفكيك عناصر باستاني و اسلامي در اين آيين باشكوه كاري دشوار مي‌نمود.
 
در كتاب‌هاي مشهور ادعيه همچون اقبال الا‌عمال سيد‌ابن‌طاووس و مصباح المتهجد شيخ توسي اشاره‌‌اي به دعاي تحويل سال نگرديده و اين نشان مي‌دهد چه در منابع اهل سنت و چه در منابع اهل تشيع سند روايي مورد اعتماد براي آن موجود نيست. اما مجلسي در كتاب زادالمعاد در خصوص اين دعا گزارش مي‌كند كه در كتب غير مشهوره روايت كرده‌اند كه در وقت تحويل سال اين دعا را بسيار بخوانيد: يا مقلب‌القلوب والابصار يا مدبر الليل والنهار يا محول الحول و الاحوال حول حالنا الي احسن الحال. بنابراين با توجه به اين گزارش دعاي تحويل سال در دوره صفويه مرسوم و معمول بوده است.
 
در هر حال جدا از اين كه دعاي تحويل سال تا پيش از دوره صفويه چگونه بوده و اين دعا در كدام يك از مأخذ حديثي نقل شده است، نفس دعا يا قرائت قرآن يا حتي نمازگزاردن هنگام تحويل سال نشان از اسلامي شدن نوروز دارد. حتي بعضي‌ها معتقدند كه عبارات دعاي تحويل سال برگرفته از عبارات قرآني يا احاديث و رواياتي است كه در معتبرترين مأخذ شيعي نظير "التهذيب" شيخ توسي نقل شده‌اند.
از اين گذشته بزرگ‌ترين نماد آيين نوروز كه "هفت سين" است، فلسفه‌اي باستاني و اسلامي دارد. "محمد علي دادخواه" كه اخيراً پژوهشي با عنوان "نوروز و فلسفه هفت سين" را به نگارش در آورده، در اين باره مي‌نويسد:‌ "عدد هفت برگزيده و مقدس است. در سفره نوروزي انتخاب اين عدد بسيار قابل توجه است. ايرانيان باستان اين عدد را با هفت امشاسپند يا هفت جاودانه مقدس ارتباط مي‌دادند. در نجوم عدد هفت، خانه آرزوهاست و رسيدن به اميدها را در خانه هفتم نويد مي‌دهند. علامه مجلسي مي‌فرمايد: آسمان هفت‌ طبقه و زمين هفت طبقه است و هفت ملك يا فرشته موكل برآنند و اگر موقع تحويل سال، هفت آيه از قرآن مجيد را كه باحرف سين شروع مي‌شودبخوانند آنان را از آفات زميني و آسماني محفوظ مي‌دارند."
 
همچنين تقدس ديني لحظه تحويل سال چنان در نظر مردمان پر رنگ است که در شهرهاي مقدس مردم به امامزاده‌ها و اماكن متبركه مي‌روند. شيرازي‌ها به حرم شاهچراغ و حرم علي‌بن حمزه روي مي‌آورند و مشهدي‌‌ها به پابوس حضرت رضا (ع) مي‌شتابند و بسياري از مردم قم در بارگاه حضرت معصومه گرد مي‌آيند و بعضي از مردم ري و تهران در حرم شاه‌عبدالعظيم."
با اين وجود صيغه اسلامي نوروز كه با توجه به اكثريت مطلق مسلمانان در ايران امري بديهي است، مانع از آن نشده كه پيروان ساير مذاهب در بزرگداشت آن كمتر از ايرانيان مسلمان اهتمام ورزند. امروزه نوروز، آييني متعلق به همه مذاهب و اقوام و فرهنگ‌هاي ايراني و بسياري ديگر از كشورهاي تحت نفوذ فرهنگ ايراني چون افغانستان، پاكستان، هندوستان،‌ كشورهاي آسياي ميانه و قفقاز و مناطق كردنشين تركيه، عراق و سوريه است
 
در روايات اسلام نوروز روزي است كه جبرئيل بر حضرت محمد (ص) نازل شد، روز غدير خم است، و روز ظهور حضرت صاحب‌الزمان (عج) خواهد بود. در اعتقادات كهن ايراني روزي است كه آفريدگار از خلقت جهان فارغ مي‌شود و روز آفرينش انسان است.
واژه (عيد) در قرآن كريم تنها يكبار در آيه 114، سوره مائده آمده است: (عيسي ابن مريم گفت بارالها! اي پرودگار تو ما از آسمان مائده اي فرست تا اين روز براي ما و كساني كه پس از ما آيند روز عيد مباركي گردد و آيت و حجتي از جانب تو براي باشد، كه تو بهترين روزي دهندگاني.
عيسي بن مريم اين دعا را آن هنگام كه حورايون به او گفته بودند كه: اي عيسي ابن مريم، آيا خداي تو مي تواند براي ما از آسمان مائده فرستد؟ عيسي در پاسخ آنان مي گويد: اگر ايمان آورده ايد از خدا بترسيد! و هرگز شك در قدرت خدا و يا شك در اجابت دعاي پيغمبر خدا نكنيد. حواريون گفتند (ما شك نكرده ايم ليكن) مي خواهيم كه از آن مائده آسماني تناول كنيم تا دل هاي ما مطمئن شود (و بر يقين ما بيفزايد) و تا به راستي عهدهاي تو پي بريم و بر آن گواه باشيم.
 
عيد خود مصدري است مانند عود به معناي بازگشتن و به همين مناسبت، سالگردها و يادبودها را (عيد) گويند. البته، اين نامگذاري به ياد بودهاي خوش وتوأم با شادماني اختصاص دارد.
 
(عيد) روزي است كه در آن سود و منفعتي به دست بيايد و در شرع مقدس اسلام، روزهاي اضحي و فطر عيد ناميده مي‌شوند. كه در عيد اضحي قرباني، و در عيد فطر زكات فطره مطرح است. نيز مي‌توان گفت، عيد آن روزي است كه در آن نماز ويژه‌اي برگزار كنند، يا روزي است كه مجمعي در آن فراهم آيد، و يا آنكه عيد روزي است كه خلق از ماتم به شادماني (عود) كنند، يا روزي است كه زندانيان را از زندان رها كنند، و يا كودكان را از مكتب بيرون فرستند، يا روزي است كه تفاوتي ميان درويش و توانگر نباشد، يا آنكه (عيد) روز شريف و ارجمندي مي‌تواند باشد.
از آيه (مائده) استفاده مي‌شود كه حضرت عيسي و مسيح روز نزول مائده را كه سالروز وقوع يك معجزه الهي در تاريخ است براي همه انسان‌ها (عيد) قرار داده است، تا اين روز آيت و حجتي از جانب خداوند براي مردمان در تمامي اعصار بوده باشد و به ميمنت اين پديده پر بركت همه ساله شادماني و خجستگي آن روز تكرار گردد.
از آنجا كه (مائده) به معناي خوان پر نعمت، تنها دوبار در سوره مائده آمده است، مي‌توان گفت نزول رزق از آسمان به درخواست حضرت عيسي مسيح (ع) ويژگي خاصي داشته است كه به خاطر آن عنوان (مائده) را به خود گرفته است.
بنابراين، عيد در اين آيه اشاره دارد به نزول يك بركت آسماني در پوشش طبق يا طبق‌هايي از طعام و خوردني كه مي‌تواند تكرار و بازگشت آن روز نيز همان بركات را به همراه داشته باشد و از اين جهت، آيت و حجتي ديگر از جانب خداوند متعال براي انسان‌ها و فرصتي ديگر براي ايجاد ارتباط با خدا و ذكر و ياد او در دل‌ها و زبان‌ها بوده باشد.
آداب اسلامي نــوروز
در كتاب مفاتيح‌الجنان كه طي دهه‌‌هاي گذشته يكي از بزرگ‌ترين كتاب‌هاي مورد رجوع عموم براي انجام مستحبات مذهبي بوده به نماز عيد نوروز اشاره شده كه نمازي است توأم با قرائت سوره حمد و سوره‌هاي قدر، كافرون، توحيد، فلق و ناس و بسيار شبيه به نمازي است كه ضمن آداب و اعمال روز جمعه و روز عيد غدير خم وارد شده است.
 
مفاتيح الجنان همچنين روايتي از معلي‌بن‌خنيس را درباره نوروز ذكر كرده است كه اعمال اين روز و دعاي مربوط به آن را همراه دارد. بي‌آنكه اشاره‌اي به فضيلت اين روز كرده باشد. ولي بحارالانوار مجلسي روايات معلي‌بن‌خنيس را به تفصيل آورده است. در آن روايات به فضيلت و برتري اين روز نسبت به ساير ايام بسيار پرداخته است و يكي از روايات مفصل معلي‌بن‌خنيس از نوروز را اين گونه تجليل كرده است: نوروز روزي است كه كشتي نوح بر كوه جودي قرار گرفت، روزي است كه جبرئيل بر نبي عليه‌السلام نازل شد، روزي است كه رسول اكرم صلي‌‌الله عليه‌وآله، علي عليه‌السلام را بر دوش كشيد تا بت‌هاي قريش را از بالاي كعبه مي‌كند، روزي است كه نبي عليه‌السلام به وادي جن رفت و از ايشان بيعت گرفت، روزي است كه براي علي عليه‌السلام از مردم بيعت گرفت (غدير خم) روزي است كه قائم آل محمد ظهور خواهد كرد و روزي است كه امام عصر عجل‌الله تعالي فرجه‌الشريف بر دجال پيروز خواهد شد.

و اما روايت خنيس به نقل از امام صادق عليه‌السلام در مفاتيح الجنان:
فرمود: چون نوروز شود غسل كن و پاكيزه‌ترين جامه‌هاي خود را بپوش و به بهترين بوي‌هاي خوش خود را معطر گردان پس چون از نمازهاي پيشين و پسين و نافله‌هاي آن فارغ شدي، چهار ركعت نماز بگذار يعني هر ركعت به يك سلام و در ركعت اول بعد از حمد ده مرتبه اناانزلنا و در ركعت دوم بعد از حمد ده مرتبه سوره قل يا ايهاالكافرون و در ركعت سوم بعد از حمد ده مرتبه قل اعوذ برب الناس و قل اعوذ برب الفلق را بخوان و بعد از نماز به سجده شكر برو و اين دعا را بخوان.
همان طور كه مشاهده مي‌شود اين روز نيز چون اعياد اسلامي با غسل كردن، پوشيدن جامه نو و معطر گرديدن به بوي‌هاي خوش و روزه داشتن آغاز مي‌شود، ضمن آنكه نمازي مشابه نمازهاي ساير اعياد اسلامي دارد.
 
نماز عيد نوروز 
نماز عيد نوروز مشتمل است بر قرائت سوره حمد و سوره‌هاي قدر، كافرون، توحيد، فلق و ناس و بسيار شبيه به نمازي است كه ضمن آداب و اعمال روز جمعه و همين طور اعمال روز عيد غدير خم وارد شده است.
از آنجا كه قرائت سوره قدر در نماز عيد نوروز توصيه شده است مي‌توان دريافت كه عيد نوروز نيز چون ديگر اعياد اسلامي با نزول بركات و آيات الهي همراه بوده است. تاكيد بر قرائت سوره‌هاي كافرون، توحيد، معوذتين نيز مي‌تواند اشاره به درخواست دفع انواع شرور و بدي‌ها داشته باشد.
 
 
دعاي عيد نوروز 
دعاي مخصوص عيد نوروز با درود و صلوات بر رسول اكرم صلي‌‌الله عليه‌وآله و آل او و اوصيا و همه انبيا و رسولان آغاز مي‌شود آنگاه با فرستادن درود بر ارواح و اجساد ايشان ادامه مي‌يابد.
 
در اين دعا آمده است: (هذا الذي فضله و كرمته و شرفته و عظمت خطره) اين فراز با اندكي جابجايي در كلمات در دعاي مخصوص ماه مبارك رمضان، ماه نزول قرآن نيز آمده است.
 
 
فراز پاياني دعاي مخصوص عيد نوروز :
 
( اللهم .... ما فقدت من شي فلا تفقدني عونك عليه حتي لا اتكلف مالا احتاج اليه يا ذالجلال و الاكرام ) از آن جهت كه در آن سخن از گم شدن و گمشده‌ها به ميان مي‌آيد بيش از اندازه قابل توجه است زيرا، چنانكه نقل شده است عيد نوروز همان روزي است كه حضرت سليمان عليه‌السلام انگشتري خويش را پس از مدتي پيدا كرده است.

پي‌نوشت‌ها:1. ذكايي، پرويز: نوروز تاريخچه و مرجع‌شناسي، مركز مردم‌شناسي ايران، تهران، 1353، ص19
2. كريميان سردشتي، نادر: "نوروز در روايات شيعه و در كتاب التاج جاحظ بصري"، مجموعه مقالات نخستين همايش نوروز، پژوهشكده مردم‌شناسي، تهران، 1379، ص45
3. اشپولر، برتولد:‌ تاريخ ايران در قرون نخستين اسلامي، ترجمه مريم ميراحمدي، تهران، شركت انتشارات علمي و فرهنگي، 1369، ج2، ص359-358
4. رضي، هاشم: گاه شماري و جشن‌هاي ايران باستان،‌ انتشارات بهجت، تهران، 1380، ص451
5. دادخواه، محمد‌علي: نوروز و فلسفه هفت‌سين، انشارات حروفيه، تهران، 1382، ص119
6. مدرس زاده، مريم: عيد نوروز در فرهنگ اسلامي و آيين‌ها و اساطير ايراني، مجموعه مقالات نخستين همايش نوروز، ص131
7. مفاتيح الجنان

                                "هفت سین قرآن مجید"

 

 

                                                  
                                             هفت سین قرآن مجید

 

 

 مردم ايران به رسم سنت ديرينه سفره هاي نوروزي خود را با وسايلي چون سير، سماق، سركه، سكه، سيب، سبزه و سمنو تزيين مي كنند اما براي بركت بخشيدن به اين سفره مي توان از آيات قرآن مجيد بهره گرفت.تنها هفت آیه قرآن با كلمه " سلام " (دقیقا با خود كلمه " سلام " آغاز می شود  نه " وسلام " و ..... ) شروع می شود كه به هفت سین قرآنی معروف است ، می توان این هفت آیه را با زعفران بر روی یك ظرف چینی نوشته و سر سفره هفت سین قرار داد . پس از تحویل سال آن ظرف را با آب شسته و با آب آن شربت درست كرده و مقداری از آن را برای تبرك خانه و شفای چسمی و روحی میل نمود . 

* سين اول

سلام قولا من رب رحيم. (آيه 58 سوره ياسين)

' از جانب پروردگار [ي] مهربان [به آنان] سلام گفته مي شود.'

اين نداي روح افزا و نشاط بخش و مملو از مهر و محبت خدا، چنان روح انسان را در خود غرق مي كند و به او لذت، شادي و معنويت مي بخشد كه با هيچ نعمتي برابر نيست، آري شنيدن نداي محبوب، ندايي آميخته با محبت و آكنده از لطف، سرتا پاي بهشتيان را غرق سرور مي كند، كه يك لحظه آن بر تمام دنيا و آنچه در آن است برتري دارد.

از پيامبر اكرم (ص) روايت شده است: در همان حال كه بهشتيان غرق در نعمت هاي بهشتي هستند نوري بر بالاي سر ايشان آشكار مي شود نور لطف خداوند كه بر آنها پرتو افكنده است.

پس ندايي بر مي خيزد كه 'سلام بر شما اي بهشتيان'، نظر لطف خداوند چنان بهشتيان را مجذوب مي كند كه از همه چيز جز او غافل مي شوند و همه نعمت هاي بهشتي را در آن حال به دست فراموشي مي سپارند.

* سين دوم:

سلام علي نوح في العالمين. (آيه 79 سوره صافات)

'درود بر نوح در ميان جهانيان.'

چه افتخاري از اين برتر و بالاتر كه خداوند بر حضرت نوح (ع) سلام مي فرستد، سلامي كه در ميان جهان و جهانيان باقي مي ماند و تا دامنه قيامت گسترده مي شود، سلام خدا توام با ثناء جميل و ذكر خير بندگانش در قرآن كريم؛ كمتر سلامي به اين گستردگي و وسعت درباره كسي ديده مي شود، بويژه اينكه لفظ ' العالمين' معني وسيعي دارد كه نه تنها همه انسان ها، بلكه عوالم فرشتگان و ملكوتيان را نيز در برمي گيرد.

* سين سوم

سلام علي ابراهيم. (آيه 109 سوره صافات)

'درود بر ابراهيم.'

در آيات پيش از اين آيه به چگونگي بشارت دادن فرزندي بردبار و پراستقامت بر حضرت ابراهيم ، و جريان دستور ذبح اسماعيل - فرزند ايشان - و تسليم بودن هر دوي آنها بر اين امر اشاره شده و پس از يادآوري اين قضايا، خداوند مي فرمايد: سلام بر ابراهيم [آن بنده مخلص و پاك باد.]

*سين چهارم

سلام علي موسي و هارون. (آيه 120 سوره صافات)

'درود بر موسي و هارون.'

در آيات پيش از اين آيه، خداوند ضمن آياتي جريانات حضرت موسي و هارون را نقل مي فرمايد: ما اين دو برادر و قوم آنها را از اندوه بزرگ رهايي بخشيديم. (صافات/115)، ما آنها را ياري كرديم تا آنها بر دشمنان نيرومند خود پيروز شدند. (صافات/116)، ما به آن دو، كتاب آشكار داديم. (صافات/117)، ما آن دو را به راه راست هدايت نموديم. (صافات/118)، ما ذكر و ياد خير آنها را در اقوام بعد باقي وبرقرار ساختيم. (صافات /119)

و بعد از يادآوري موارد فوق خداوند برآن دو سلام مي رساند.

سلامي از ناحيه پرودگار بزرگ و مهربان. سلامي كه رمز سلامت در دين و ايمان در اعتقاد و مكتب و در خط و مذهب است. سلامي كه بيانگر نجات و امنيت از مجازات و عذاب اين جهان و آن جهان است.

* سين پنجم

سلام علي آل ياسين. (آيه 130 سوره صافات)

'درود بر پيروان الياس'

خداوند مي فرمايد: ما نام نيك الياس را در ميان امتهاي بعد جاودان كرديم.(آيه 129 سوره صافات)

امت هاي ديگر زحمات اين انبياء بزرگ (الياس و سلاله او) را كه در پاسداري خط توحيد و آبياري بذر ايمان منت هاي تلاش و كوشش را به عمل آوردند، هرگز فراموش نخواهند كرد و تا دنيا برقرار است ياد و مكتب اين بزرگ مردان فداكار زنده و جاويدان است.

تعبير به ' ال ياسين' به جاي' الياس' يا به خاطر اين است كه ال ياسين لغتي در واژه ' الياس' بوده و هر دو به يك معني است و يا اشاره به الياس و پيروان او است كه به صورت جمعي آمده است.

* سين ششم

سلام عليكم طبتم فادخلوها خالدين. (آيه 73 سوره زمر)

' ... سلام برشما، خوش آمديد، در آن درآييد [و] جاودانه [بمانيد]

در اين آيه، خداوند مي فرمايد كه بهشتيان وقتي به بهشت مي رسند، در حالي كه درهاي آن گشوده شده است، در اين هنگام نگهبانان بهشت، آن ملائك رحمت به آنها مي گويند: سلام بر شما، گوارا باد اين نعمت ها بر شما، داخل بهشت شويد و جاودانه بمانيد.

* سين هفتم

سلام هي حتي مطلع الفجر. (آيه پنجم سوره قدر)

'[آن شب] تا دم صبح، صلح و سلام است.'

اين آيه، در توصيف شب قدر است. آن شبي است كه قرآن درآن نازل شده و عبادت و احيا آن معادل هزار ماه است، خيرات و بركات الهي در آن شب نازل مي شود و رحمت خاص الهي شامل بندگان مي گردد و فرشتگان و روح در آن شب نازل مي گردند.

   نمادهای هفت سین ایرانی سفره ای به گستردگی تمام جهان

 

                                               

سفره نوروزی از جلوه های اصلی سیمای نوروز در جمع خانواده های ایرانی است.در قدیم بر حاشیه سفره های قلمكار ایرانی با قلم های خوانا و زیبا این شعر را می نوشتند:

ادیم زمین سفره عام اوست

بر این خوان یغما چه دشمن چه دوست

بخش عمده ای از جهان بینی ایرانی در این شعر نهفته است كه تمام جهان را سفره ای از نعمت های خدایی می داند كه برای دوست و دشمن گسترده شده است.

در این سفره (هفت سین) كه آن را روی فرش می گسترند، هفت سینی می گذارند. هفت، عدد نامیرایی و جاودانگی و كمال است و چیزهایی كه در سفره نوروز می گذارند در مناطق مختلف گوناگونی بسیار دارد. بسیاری نیز با آنچه در دیگر سفره ها می گذارند، مشترك است. شماری از اینها چنین است:

از سین ها: سیب، سركه، سماق، سنجد، سبزی، سبزه، سمنو، سپند، سنبل، سوهان، سنگك، سیاه دانه و سكه.

از شین ها: شهد، شكر، شمع، شمشاد، شانه، شیرینی، شربت.

از میم ها:میوه، ماهی، مرغ، ماست، مربا، مسقطی، میگو.

از خشكبار: سنجد، كشمش، انجیر، توت، برگ هلو، برگ زردآلو.

از آجیل ها: نخودچی، گندم و شاهدانه، بادام، گردو، تخمه كدو، تخمه آفتابگردان، تخمه هندوانه و تخمه خربزه.

از شیرینی ها: نقل، باقلوا، حلوا، عسل، شكر، نان برنجی، نان بادامی، نان نخودچی، پشمك، قطاب، زنجبیل، حاج بادام، لوز، كلوچه.

از میوه ها: خرما، نارنج و هر میوه ای كه فراهم باشد.

از دیگر خوردنی ها: نان، شیر، پنیر، تخم مرغ.

از موارد مقدس و متبرك: قرآن مجید، عكس حضرت علی(ع)، آینه، آب، گلاب، شمع.

آنچه در سفره می گذارند نمادی و آرمانی است:

قرآن مجید: نشانه استواری ایمان، زینت بخش سفره نوروزی مسلمین است كه پس از تحویل سال همه آن را زیارت كرده و چند آیه ای برای تبرك می خوانند.

تصویری از حضرت علی(ع): بنابر بسیاری از روایات روز غدیرخم سال دهم هجری كه حضرت محمد(ص)، حضرت علی(ع) را به جانشینی برگزید برابر با نوروز بود.

سفره: نماد گستردگی جهان است و سفیدی آن نشانه پاكی و سفیدبختی.

آینه: نماد جهان بی پایان و بارگاه خداوندی است.

شمع: به تعداد اعضای خانواده برای آرزوی شادی و روشنایی زندگی آنها. شعله افروخته نماد روشنایی و فروزه های جاودانه است.

جامی پر از آب با چند قطره گلاب: نشانه تازگی و نماد باروری و وجود زندگی. چند برگ نارنج به نشانه آرزوی سرسبزی روی آب شناور است. وجود نارنج شناور در آب، نماد شناوری زمین در كیان است.

كوزه ای پر از آب: نشانه درخواست باران و فراوانی آب است.

ماهی قرمز: در تنگ بلورین، نماد روزی حلال.

تخم مرغ رنگ شده: نشانه رنگارنگی نژادهای مختلف بشری و تأكید بر این كه بنی آدم اعضای یكدیگرند.

نان: بنیاد تغذیه است و در سفره نشانه بركت و روزی.

گندم: نماد روزی، فراوانی و بركت.

سیب: نشانه بركت، نعمت و سلامت.

سبزی: سبزه و سنبل نشان شادی، سرسبزی، خوشبختی.

سمنو: نماد فراوانی، خوراك و غذاهای خوب و پرنیرو.

سیر: برای گندزدایی و پاكیزگی محیط زیست و زدودن چشم زخم.

سركه: برای پاكی محیط و زدودن آلودگی ها.

سماق: نشان بركت آشپزخانه و پخت وپز است.

سنجد: نماد مهر و عشق.

سپند: نماد پیشگیری از چشم زخم.

با نگرش به آنچه که آمد، شگفتی بزرگیست که در بیست میلیون واژه‌های پارسی، نمیتوان هشتمی را برای هفت سین‌های نوروزی پیدا کرد که دارای این پنج ویژگی باشند.بنابراین هر آنچه که دارای این ویژگی‌ها نباشد - اگر چه با بندواژهٔ «س» هم آغاز شده باشد - نمی‌توان جزء هفت سین به حسابش آورد. در زبان پارسی، تنها هفت چیز هستند که این ویژگی‌ها را دارا هستند:

  1. سیر : نماد اهورامزدا
  2. سیب: نماد فرشته سپندار مذ، فرشته زن، باروری و پرستاری است.(اسفند)
  3. سبزی:نماد فرشته اردیبهشت و نماد زندگی دوباره است.
  4. سنجد : نماد فرشته خرداد و نماد عشق است.
  5. سرکه: نماد فرشته امرداد و نماد صبر و شکیبایی و جاودانگی است.
  6. سمنو : نماد فرشته شهریور و نماد خواربار است.
  7. سماغ: نماد فرشته بهمن و نماد باران یا رنگ طلوع خورشید است.(بدانید که سماغ واژه پارسی است و نباید با بندواژه "ق" نوشته شود و سماک نام نژاده آن است.)

کلمات مرکب مانند سیب زمینی و سیرترشی و کلماتی که مربوط به غیر روییدنی خوراکی مانند سپند، سنبل و سکه و ... باشند در این محدود قرار نمی‌گیرند و جز سین‌های اصلی شمارش نمی‌شوند.بر این پایه: - سنبل (نه خوراکی است نه پارسی) تازی است - سکّه (نه خوراکی است نه پارسی) تازی است - سماور (نه خوراکی است نه پارسی) روسی است. همچنین سوزن و سیخ و سه پایه و مانند اینها.[۱]

هرچند که در سفرهٔ هفت سین باید به هرحال هفت جزء که با آوای «سین» آغاز می‌شوند (نمادی از «سپنتا») چیده شود، ولی برای زینت و چیدمان دلپذیرتر سفرهٔ هفت سین، تقریباً همهٔ خانواده‌های ایرانی اجزاء دیگری هم در سفره می‌چینند و در آرایش و رنگامیزی سفره شان نهایت خوش سلیقگی را اعمال می‌کنند.

لینک ها

 هفت سین قرآن مجید 

 سفره عید یا هفت سین 

 غم ها می رود حتی با بوییدن شاخه ای گل 

 راز حاجی فیروز 

 دنیای رنگین کودکان در نوروز 

 بهترین عیدی مهربانی است 

 خاستگاه نوروز 

 

 ● نگاهی به چند پژوهش درباره تاثیر اسلام بر نوروز


"سیدمحمد بهشتی" رئیس پژوهشكده میراث فرهنگی و گردشگری كشور در این باره می‌گوید: "تنوع بین زیستگاه‌ها، اقوام و نژادها در سرزمین واحد ایران قابل مشاهده است. این گوناگونی در نگاه نخست این تصور را ایجاد می‌‌كند كه پیش از آن كه با تنوع روبه‌رو باشیم با تكثر فرهنگی روبه‌رو هستیم. اما در حقیقت خودش به دلیل قدمت زیادی كه زیست بشر در ایران داشته است،‌ عملاً توانسته شرایطی ایجاد كند تا از یك وحدت فرهنگی نیز برخوردار شویم. در نگاه ابتدایی آن چیزی كه در ویترین و پیشانی فرهنگی كشور دیده می‌شود، تنوع است و آن بخش نامشهود و پنهان، وحدت است. آیین‌هایی مثل نوروز كه هر دو سوی قضیه در آنها وجود دارد، می‌توانند به ما كمك كنند تا از منظر این آیین، هم متوجه تنوع و هم وحدت شویم. یعنی عدم مغایرت بین تنوع و وحدت را در آن وحدت ببینیم. همه اقوامی كه در ایران زندگی می‌كنند، نوروز را جشن می‌گیرند. این اقوام شاید حتی زبان یكدیگر را متوجه نشوند، اما یگانگی را در برپایی آیینی مثل نوروز به نمایش می‌گذارند."
نوروز سنتی باستانی است كه بیشتر تاریخ‌نویسان و صاحبان فرهنگ‌ها "جمشید" پادشاه پیشدادی را پایه‌گذار آن می‌دانند؛ چنان كه فردوسی می‌گوید:
جهان انجمن شد بر تخت اوی / فرو مانده از فره بخت اوی
به جمشید بر گوهر افشاندند / مرآن روز را روز نو خواندند
سر سال نو، هرمز فرودین / برآسوده از رنج تن، دل زكین
بزرگان به شادی بیاراستند / می و جام و رامشگران خواستند
چنین جشن فرخ از آن روزگار / بمانده از آن خسروان یادگار۱
با این وجود پژوهش‌های جدید نشان می‌دهند كه نوروز قدمتی به مراتب بیشتر از آن دارد كه پایه‌ریزی‌اش را بتوان به قوم آریایی نسبت داد. "محمد میرشكرایی" مدیر پژوهشكده مردم‌شناسی سازمان میراث فرهنگی و گردشگری از جمله كسانی است كه ریشه نوروز را "سرزمینی" و نه "قومی" می‌‌داند: "نوروز جشنی است برخاسته از فلات ایران و به هیچ قوم و مذهب معینی بستگی ندارد. نوروز با آریایی‌ها وارد ایران نشده است، بلكه آریایی‌ها آن را از مردم فلات ایران گرفته‌اند. بنابراین نوروز یك جشن سرزمینی است، نه جشنی متعلق به قوم یا مذهبی معین. برخی گمان می‌كنند كه نوروز یك جشن زردشتی است، در حالی كه اصلاً چنین نیست.
زردشتیان نیز همانند بقیه مذاهب نوروز را به عنوان یك جشن ملی پذیرفته‌اند."از همین روست كه هر قوم و مذهبی كه به سرزمین ایران گام نهاده، نوروز را محترم شمرده و برآن مهر تأیید زده است. لیكن تأیید اسلام از نوروز به عنوان مذهبی كه نهاد‌های سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی ایران را دچار تحولات عمیق و گسترده كرده است، بی‌شك از اهمیت بیشتری برخوردار است. میرشكرایی درباره علت و ابعاد تأیید نوروز در اسلام می‌گوید: "نوروز جشنی فرهنگی است و با زندگی مردم پیوند دارد. چیزی در آن وجود ندارد كه اقوام و مذاهب مختلف با آن مخالفت ‌كنند. بدین جهت نوروز با پیدایی اسلام- به‌ویژه در مذهب شیعه - مهر تأیید خورد. ارتباطی كه نوروز با مذهب شیعه دارد، خیلی بیشتر از ارتباطی است كه با مذهب زرتشت دارد. به طور مثال در شهر مزار شریف افغانستان، هر سال شب نوروز علمی در بارگاه منسوب به حضرت علی (ع) برافراشته می‌شود و به مدت چهل روز برافراشته می‌ماند و دیگر روایتی است كه روز عید غدیر كه حضرت علی (ع) به ولایت منصوب شد، همزمان با روز عید نوروز اعلام می‌دارد."
احترام نوروز در اسلام هر چند كه به مذهب شیعه منحصر نیست، اما چنان در میان شیعیان فراگیر است كه حتی روایاتی از امامان شیعه در بزرگداشت نوروز نقل شده است. برای مثال علامه مجلسی در "السماء‌والعالم" از امام صادق‌ (ع) حدیثی را بدین مضمون نقل می‌كند: "در آغاز فروردین، آدم آفریده شد و آن روز فرخنده‌ای است برای طلب حاجت‌ها و برآورده شدن آرزوها و دیدار پادشاهان و كسب دانش و زناشویی و مسافرت و داد و ستد. در آن روز خجسته بیماران بهبودی می‌یابند و نوزادان به آسانی زاده می‌شوند و روزی‌ها فراوان می‌گردد."مجلسی همچنین حدیث دیگری را درباره نوروز نقل می‌كند كه منتسب به امام كاظم (ع) است و آن این كه "این روز بسیار كهن است. در نوروز خداوند از بندگان پیمان گرفت تا او را پرستش كنند و برای او شریك قائل نشوند و به آیین فرستادگانشان درآیند و دستورشان را بپذیرند و آن را اجرا نمایند و آن نخستین روزی است كه آفتاب بدمید و بادهای باردهنده بوزید و گل‌های روی زمین پدید آمد و هم جبرئیل بر پیامبر نازل شد و نیز روزی است كه ابراهیم بتها را شكست و هم پیامبر علی را بر دوش خود گرفت تا بتهای قریش را از خانه كعبه بینداخت."۲
از این گذشته "نادر كریمیان" در پژوهشی با عنوان "نوروز در روایات شیعه و در كتاب التاج جاحظ بصری" روایاتی را از كتاب‌‌های "كافی" شیخ كلینی:‌ "من لایحضره الفقیه" شیخ صدوق و "تهذیب الاحكام" شیخ تونسی، یعنی سه كتاب از كتب اربعه شیعه نقل می‌كند كه در آنها به صراحت از نوروز یاد شده است. (۳) نیز "شیخ عباس قمی" در مفاتیح‌الجنان به نقل روایتی از "معلی بن‌ خنیس" می‌پردازد كه حاوی تعلیم امام صادق (ع) به معلی درباره اعمال عید نوروز است. (۴)
علاوه بر عدم مخالفت اسلام با آیین نوروز و از آن فراتر تأیید این مذهب بر نوروزگان، تداوم گرامیداشت نوروز در دوره اسلامی را می‌توان به علاقه شدید ایرانیان برای حفظ مواریث باستانی خود نیز نسبت داد.
"برتولد اشپولر" ایران‌شناس بزرگ آلمانی در این باره می‌‌‌گوید:‌ "از جشن‌های قدیمی ایرانی، بیش از همه جشن‌ سال نو (نوروز؛ شكل عربی آن نیروز) و نیز در پایان تابستان جشن پاییز (مهرگان) طبیعتاً بر اساس تقویم قدیمی برگزار می‌شد. البته مسلمانان، به‌ویژه در زمان عمر دوم ]عمربن عبدالعزیز[ كوشش كردند تا این اعیاد را ملغی كنند و كسانی را كه در این مواقع به طور كلی هدایای متداولی برای مقامات بالاتر می‌فرستادند، تحت فشار قرار دادند.
اما این رسم چنان عمیق با اندیشه و احساس مردم ایران وابسته بود كه به زودی پیروز‌مندانه برای خود جایی باز كرد و با اوج گرفتن كار عباسیان، اما به‌ویژه در زمان آل‌بویه كاملاً در همه جا متداول شد و حتی در بین‌النهرین (درست در بغداد و حتی در بصره) رسمی همه‌گیر شد. در سوریه، مصر و شمال آفریقا نیز این جشن در برخی از زمان‌‌ها به طور نامنظم برگزار می‌شد."(۵)
بدین ترتیب نوروز با ورود اسلام به ایران و فراگیری این مذهب در پهنه‌ای وسیع از شبه قاره هند تا شمال آفریقا، این مجال را یافت تا در میان اقوام غیر ایرانی نیز تداول یابد. همچنین برخی از سنت‌‌هایی كه امروزه پیوستگی عمیقی با نوروز دارند، از دوره اسلامی به این آیین كهن افزوده گردیدند. (و تأكید می‌شود كه در "دوره اسلامی" نه براساس "باورهای اسلامی") از جمله می‌‌توان به رسم "چهارشنبه سوری" اشاره كرد كه به باور "مرتضی هنری" پژوهشگر تاریخ، جغرافیا و فرهنگ عامه در شكل كنونی خود متعلق به دوره اسلامی است. هنری اظهار می‌دارد:‌ "جشن چهارشنبه سوری هم اكنون در آخرین چهارشنبه سال برگزار می‌شود و شك نیست كه چنین روز قطعی برای این مراسم، آیینی پس از اسلام است.
زیرا ایرانیان شنبه و آدینه نداشتند و هر یك از دوازده ماهشان بی كم و بیش سی روز بود كه هر روز به نام یكی از ایزدان خوانده می‌شد.
مانند هر مزد روز (روز اول) بهمن روز (روز دوم) اردیبهشت روز (روز سوم) و...." هنری به برخی روایات شیعی درباره چهارشنبه سوری اشاره می‌كند و می‌افزاید:‌ "اگر چگونگی و اعتقادات این جشن در بعضی مناطق از فرهنگ اسلامی رنگ پذیرفته است،‌ به دلیل دلبستگی عمیق ایرانیان به اسلام و تشیع و بزرگداشت امامان است، زیرا در بعضی مناطق ایران مراسم چهارشنبه سوری در آخرین چهارشنبه ماه صفر برگزار می‌شود و موجب انجام جشن چهارشنبه سوری را نیز قیام مختار ثقفی به خونخواهی حضرت حسین (ع) می‌دانند."
"نادر كریمیان" كه پیش‌تر پژوهش او درباره "نوروز در روایات شیعه" مورد اشاره قرار گرفت، معتقد است كه ردپای انتقال فرهنگ ایرانی از جمله آیین نوروز به دنیای عرب و اسلام را می‌توان در لابه‌لای آثار دوره "نهضت ترجمه" و از جمله كتاب "التاج" اثر "جاحظ بصری" یافت و چگونگی فراگیری آیین نوروز در قلمرو اسلام در سده‌های نخستین اسلامی را توضیح داد. او با اشاره به بابی در كتاب التاج تحت عنوان "هدایای نوروز و مهرگان" كه در آن روش پادشاهان ساسانی در دادن جایزه و مقرری شرح داده شده است، یادآور می‌شود: "التاج را جاحظ آیینه‌ای قرار داده كه مجالس و مناظره‌ها و جشن‌های رسمی و باورهای عمومی خلفا و شاهان و بزرگان در آن با كمال وضوح نمایان است. علاوه بر این، در این كتاب بسیاری از روش‌ها و عادات شاهانه و تزئینات و اوضاع ---------- گنجانده شده كه پس از شروع دوران حكمفرمایی اسلام و مسلم شدن قدرت ---------- و دینی برای مسلمین، اعراب قسمتی از آنها را از ایرانیان اقتباس كرده‌اند. ما به وسیله این كتاب می‌توانیم به اندازه تأثیر مهمی كه تمدن ایرانی در دوره عباسیان در تمدن دوره اسلامی داشته است، پی‌ ببریم."بدین‌سان می‌توان گفت كه پس از ورود اسلام به ایران، نه فقط نوروز به عنوان آیین بزرگ و باستانی ایرانیان موجودیت خود را حفظ كرد، بلكه درگامی فراتر، در میان اقوام غیرایرانی نیز گسترش یافت و به‌ویژه از سوی قدرت ---------- و مذهبی جهان اسلام یعنی دستگاه خلافت مورد اقتباس قرار گرفت. بدیهی است كه در این حالت، آیین نوروز با باورهای اسلامی نیز در می‌آمیزد. استمرار بزرگداشت نوروز در دوره اسلامی تقریباً در تمام پژوهش‌هایی كه درباره نوروز به رشته تحریر درآمده، مورد توجه قرار گرفته است و برخی پژوهش‌ها نیز اختصاصاً این موضوع را بررسی كرده‌اند كه از میان آنها باید به دو اثر سعید نفیسی با عنوان "جشن نوروز در تاریخ اسلام" (ایران امروز، س۳، ش۱، ۱۳۲۰ ش) و "نوروز در اسلام" (مردم، س۲، ش۷، ۱۳۲۷ش) و نیز "اسلام و سنت‌های ایرانی" (كیهان فرهنگی، س۱۱، ش۱۱، ۱۳۷۳) از اصغر دادبه؛ "عید نوروز و صیغه‌های اسلامی آن" (نشریه دانشكده ادبیات مشهد، س۱۵، ۱۳۶۱) از ابراهیم شكورزاده؛ "نوروز بعد از اسلام" (ایرانشهر، ج۱، ۱۳۴۰ق) از حسین كاظم‌زاده ایرانشهر و "نوروز از دیدگاه اسلام" (پاسدار اسلام، دوره ۱۶،‌ ش۱۸۴-۱۸۳، ۱۳۷۶) اثر محمد محمدی اشتهاردی اشاره كرد. (۶)
اما از میان همه این پژوهش‌ها، پژوهش مفصل"هاشم رضی"‌ با عنوان "گاه شماری و جشن‌های ایران باستان" درخور توجه بسیار است. رضی در این پژوهش فصل مشبعی را به نوروز در دربارهای ایران در دوران اسلامی اختصاص داده است و با اشاره به نخستین هدیه نوروزی در دوران اسلامی كه به نزد علی‌بن‌ابیطالب (ع) گسیل شد، تداوم این رسم در دوران اموی و عباسی (و البته سوء‌استفاده خلفای اموی و عباسی از سنت هدیه نوروزی) را نشان داده و خاطر نشان ساخته است كه "آداب و رسوم و شعایر و جشن‌ها و ادب و فرهنگ و هنر و شیوه زندگی روزمره و لباس و خوراك ایرانی و همه شؤون زندگی این مردم كهن كه مورد اقتباس قرار گرفت، موجبات مفاخرت تا زیان را در تمسك به آنها فراهم آورد..... در زمان خلافت عباسیان،‌ جشن‌های ایرانی، به‌ویژه نوروز با اهمیت و شكوه و بزرگی برگزار می‌شد و در سراسر قلمرو آن روزگار عباسیان، یك جشن رسمی محسوب می گشت." (۷)
با توجه به این كه عباسیان بیش از پنج سده نفوذ ---------- و دینی خود را در جهان اسلام - با فراز و نشیب بسیار - حفظ كردند، می‌توان دریافت كه بزرگداشت نوروز از سوی خلفای این سلسله تا چه حد در استمرار و گسترش آن تأثیر گذار بوده است. مرتضی هنری عقیده دارد كه نوروز از زمان پیامبر اسلام تا دوره سلسله متأخر ایرانی همواره مورد توجه بوده است. او می‌‌گوید:‌ "به شهادت تاریخ حضرت محمد (ص) و حضرت علی (ع) و بزرگان و خلفای اسلام نوروز را گرامی می‌داشتند و در دستگاه خلافت عباسی نوروز عظمتی خاص داشت و پس از اسلام نیز نوروز بزرگ با سنت‌های اسلامی شكوه و جلالی دیگر یافته بود. خاندان‌های بزرگ ایرانی چون سامانیان و دیلمیان و آل زیاد به نگهداری و پاسداری سنن ملی دلبستگی فراوان داشتند و به هنگام نوروز به روش نیاكان خود مردم را بار عام می‌دادند و آداب دیرین را معمول می‌داشتند. شهریاران صفوی هم در اجرای مراسم جشن نوروز كوشش بسیار می‌كردند و مردم نیز تشریفات عید به جای آوردند."

برگزاری جشن نوروز در دوره صفویه


برگزاری جشن نوروز در دوره صفویه به‌ویژه با نگاه به احادیثی كه محدثین بزرگ این دوره همچون علامه مجلسی درباره نوروز نقل كرد‌ه‌اند، قابل ارزیابی است. چنین می‌نماید كه در این دوره - همچون زمان حاضر - نوروز صبغه‌ای كاملاً اسلامی یافته بود و تفكیك عناصر باستانی و اسلامی در این آیین باشكوه كاری دشوار می‌نمود.
نادر كریمیان هر چند كه معتقد است دعای تحویل سال نو در لحظات حساس تحویل پیش از دوره صفویه نیز خوانده می‌شده، اما یاآور می‌شود كه، منابع و مأخذ مذهبی تا دوره صفویه بدان تصریح نكرده‌اند. او می‌گوید:‌ "در روایتی كه در باب نوروز از معلی‌بن‌خنیس وارد شده،‌ هیچ اشاره‌ای به دعای تحویل سال نشده و به جای دعا یك سلسله آداب و سنن و انجام چهار ركعت نماز توصیه شده است. در كتاب‌های مشهور ادعیه همچون اقبال الا‌عمال سید‌ابن‌طاووس و مصباح المتهجد شیخ توسی اشاره‌‌ای به دعای تحویل سال نگردیده و این نشان می‌دهد چه در منابع اهل سنت و چه در منابع اهل تشیع سند روایی مورد اعتماد برای آن موجود نیست. اما مجلسی در كتاب زادالمعاد در خصوص این دعا گزارش می‌كند كه در كتب غیر مشهوره روایت كرده‌اندكه در وقت تحویل سال این دعا را بسیار بخوانید: یا مقلب‌القلوب والابصار یا مدبر اللیل والنهار یا محول الحول و الاحوال حول حالنا الی احسن الحال. بنابراین با توجه به این گزارش دعای تحویل سال در دوره صفویه مرسوم و معمول بوده است."
در هر حال جدا از این كه دعای تحویل سال تا پیش از دوره صفویه چگونه بوده و این دعا در كدام یك از مأخذ حدیثی نقل شده است، نفس دعا یا قرائت قرآن یا حتی نمازگزاردن هنگام تحویل سال نشان از اسلامی شدن نوروز دارد. كریمیان تأكید می‌كند كه عبارات دعای تحویل سال برگرفته از عبارات قرآنی یا احادیث و روایاتی است كه در معتبرترین مأخذ شیعی نظیر "التهذیب" شیخ توسی نقل شده‌اند.
از این گذشته بزرگ‌ترین نماد آیین نوروز كه "هفت سین" است، فلسفه‌ای باستانی و اسلامی دارد. "محمد علی دادخواه" كه اخیراً پژوهشی با عنوان "نوروز و فلسفه هفت سین" را به نگارش در آورده، در این باره می‌نویسد:‌ "عدد هفت برگزیده و مقدس است. در سفره نوروزی انتخاب این عدد بسیار قابل توجه است. ایرانیان باستان این عدد را با هفت امشاسپند یا هفت جاودانه مقدس ارتباط می‌دادند. در نجوم عدد هفت، خانه آرزوهاست و رسیدن به امیدها را در خانه هفتم نوید می‌دهند. علامه مجلسی می‌فرماید: آسمان هفت‌ طبقه و زمین هفت طبقه است و هفت ملك یا فرشته موكل برآنند و اگر موقع تحویل سال، هفت آیه از قرآن مجید را كه باحرف سین شروع می‌شود بخوانند آنان را از آفات زمینی و آسمانی محفوظ می‌دارند." (۸)
دادخواه سپس به دو شیوه متفاوت ترتیب سفره هفت سین در دوره ساسانی و صفویه اشاره می‌كند كه مقایسه آنها بیانگر رسوخ باورهای اسلامی در سنت‌های باستانی است. او می‌گوید: "در زمان ساسانیان، نانی را كه بر سفره هفت سین می‌‌نهادند از هفت نوع غله و حبوبات درست می‌كردند كه نمادی بوده است از كامل‌ترین صورت پذیرایی از ارواح و فروهرهای درگذشتگان" (۹)
سپس درباره هفت سین دوره صفویه اظهار می‌دارد: "در زمان صفویه بنابر معتقدات مذهبی خود در هفت‌سین تغییراتی دادند. در این زمان سینی هفت قل می‌ساختند و بر روی آن هفت آیه از قرآن كریم را كه با كلمه "قل" آغاز می‌شد، كنده‌كاری می‌كردند." (۱۰)
در سده‌‌های متأخر تقریباً‌ همه اجزای آیین نوروز وجهی اسلامی داشته است.
در كتاب مفاتیح‌الجنان كه طی دهه‌‌های گذشته یكی از بزرگ‌ترین كتاب‌های مورد رجوع عموم برای انجام مستحبات مذهبی بوده به نماز عید نوروز اشاره شده كه نمازی است توأم با قرائت سوره حمد و سوره‌های قدر، كافرون، توحید، فلق و ناس و بسیار شبیه به نمازی است كه ضمن آداب و اعمال روز جمعه و روز عید غدیر خم وارد شده است.
از آنجا كه قرائت سوره قدر در نماز عید نوروز توصیه شده است،می‌توان دریافت كه عید نوروز نیز چون دیگر اعیاد اسلامی با نزول بركات و آیات الهی همراه بوده است. تأكید بر قرائت سوره‌های كافرون، توحید و معوذتین نیز می‌‌تواند اشاره به درخواست انواع شرور و بدهی داشته باشد. (۱۱)
همچنین تقدس دینی لحظه تحویل سال چنان در نظر مردمان پر رنگ است كه به گفته مرتضی هنری "در شهرهای مقدس مردم به امامزاده‌ها و اماكن متبركه می‌روند. شیرازی‌ها به حرم شاهچراغ و حرم علی‌بن حمزه روی می‌آورند و مشهدی‌‌ها به پابوس حضرت رضا (ع) می‌شتابند و بسیاری از مردم قم در بارگاه حضرت معصومه گرد می‌آیند و بعضی از مردم ری و تهران در حرم شاه‌عبدالعظیم."
با این وجود صیغه اسلامی نوروز كه با توجه به اكثریت مطلق مسلمانان در ایران امری بدیهی است، مانع از آن نشده كه پیروان سایر مذاهب در بزرگداشت آن كمتر از ایرانیان مسلمان اهتمام ورزند. امروزه نوروز، آیینی متعلق به همه مذاهب و اقوام و فرهنگ‌های ایرانی و بسیاری دیگر از كشورهای تحت نفوذ فرهنگ ایرانی چون افغانستان، پاكستان، هندوستان،‌ كشورهای آسیای میانه و قفقاز و مناطق كردنشین تركیه، عراق و سوریه است و آن چنان كه محمد میرشكرایی می‌گوید: "نوروز با توجه به تعلق مشترك به همه گروه‌های قومی و اعتقادی و عدم وابستگی به هیچ گروه خاصی و با داشتن همه این ویژ‌گی‌ها و با توجه به ماهیت وحدت آفرین اجزای آن در شمار مهم‌ترین عوامل نزدیكی و پیوند مردمان سراسر پهنه ایران فرهنگی است. نقشی كه هنوز در نظام روابط سنتی زنده و پویاست. كنش متقابل همه ویژگی‌ها و عناصر نوروز، راز ماندگاری و رمز گسترش نوروز است."
و بالاخره "سید محمد بهشتی" عقیده دارد كه "ما در ایران قومی نداریم و نداشته‌ایم كه برای نوروز گامی برنداشته و رسم و سنتی درباره آن نداشته باشد. حتی اگر به سبزكردن ظرف سبزه‌ای و به شادی نشستن در سبزه‌زاری باشد. در همه ادیانی كه در ادوار مختلف مورد اعتقاد این ملت بوده است روایت‌ها، باورها و اعتقاداتی درباره نوروز وجود دارد. گروهی بر این باورند كه نوروز مزاحم كسی نبوده و به این لحاظ توانسته است در كنار همه ادیان به زندگی خود ادامه دهد؛ اما همه شواهد و قراین نشان می‌دهند كه چنین نبوده، نوروز را امضا كرد‌ه‌اند و در آن ظهور و بروز داشته‌اند.
در روایات اسلام نوروز روزی است كه جبرئیل بر حضرت محمد (ص) نازل شد، روز غدیر خم است، و روز ظهور حضرت صاحب‌الزمان (عج) خواهد بود. در اعتقادات كهن ایرانی روزی است كه آفریدگار از خلقت جهان فارغ می‌شود و روز آفرینش انسان است. اینها نمونه‌هایی است از روایات در بیان این گونه اعتقادات درباره نوروز، در همه مذاهب و ادیان رایج درایران.

 پی نوشتها

 ۱. شاهنامه فردوسی، به تصحیح ژول مول، انتشارات علمی و فرهنگی، تهران، ۱۳۷۴، كتاب اول، ص۲۷ ۲. مجلسی: السماء والعالم، به نقل از ذكایی، پرویز: نوروز تاریخچه و مرجع‌شناسی، مركز مردم‌شناسی ایران، تهران، ۱۳۵۳، ص۱۹ ۳. كریمیان سردشتی، نادر: "نوروز در روایات شیعه و در كتاب التاج جاحظ بصری"، مجموعه مقالات نخستین همایش نوروز، پژوهشكده مردم‌شناسی، تهران، ۱۳۷۹، ص۴۵ ۴. قمی، شیخ‌عباس: مفاتیح‌‌الجنان، ترجمه موسوی دامغانی، انتشارات كیهان، تهران، ۱۳۷۶، ص۴۹۴ ۵. اشپولر، برتولد:‌ تاریخ ایران در قرون نخستین اسلامی، ترجمه مریم میراحمدی، تهران، شركت انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۶۹، ج۲، ص۳۵۹-۳۵۸ ۶. برای آگاهی بیشتر در این باره نگاه كنید به كریمیان سردشتی، نادر و عسگری چاوردی، علیرضا، كتاب‌شناسی نوروز، سازمان میراث فرهنگی كشور، تهران، ۱۳۷۹. ۷. رضی، هاشم: گاه شماری و جشن‌های ایران باستان،‌ انتشارات بهجت، تهران، ۱۳۸۰، ص۴۵۱ ۸. دادخواه، محمد‌علی: نوروز و فلسفه هفت‌سین، انشارات حروفیه، تهران، ۱۳۸۲، ص۱۱۹، ۱۱۸ ۹. همان جا، ص۱۲۲ ۱۰. همان جا، همان صفحه ۱۱. مدرس زاده، مریم: عید نوروز در فرهنگ اسلامی و آیین‌ها و اساطیر ایرانی، مجموعه مقالات نخستین همایش نوروز، ص۱۳۱


موضوعات مرتبط: مطالب مناسبتهای روز
[ دوشنبه دوم فروردین ۱۳۹۵ ] [ 14:20 ] [ محمد علي ناظم غنايي ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

عربي زبان قرآن
،،شمس العرب،،كنايه از نام مبارك حضرت علي  عليه السلام است
قال علي عليه السلام
هو کلام الله، و تأویله لایشبه کلام البشر؛ کما لیس شیءٌ مِن خَلقِهِ یُشبِهُهُ، کذلک لایُشبِهُ فعله تعالی شیئاً من افعال البشر ...  (بحار الانوار،92/107)
اسلام دین جهان شمول و خاتم است‌. فرهنگ اسلامی جهان شمول است‌. خداوند خواسته دین اسلام و فرهنگ اسلامی جهانی باشد. یکی از ابعاد فرهنگ‌، زبان است‌. لذا خداوند قرآن را به زبان عربی نازل کرده است‌. تا زبان عربی جهانی شود، و این به جهت ویژگی‌های خاص زبان عربی و برتری آن بر زبان‌های دیگراست‌. زيرا زبان عربي از کامل ترين و پربارترين ادبيات ها مايه مي گيرد، و از حيث لغت و واژگان جزءوسيع ترين زبان ها مي باشد، از اين رو شايسته است به عنوان زبان ارسالي وحي باشد تابتواند تمام ريزه کاري هاي سخنان خداوند را به بهترين بيان به مخاطب خود انتقال دهد این همان چیزی است که امروز مطرح است‌; یعنی در پی جهانی کردن زبان‌، فرهنگ و...  اسلام از چهارده قرن پیش این موضوع را مطرح کرده است‌. و این را می‌توان یکی از معجزات اسلام و قرآن کریم دانست‌. زبان قرآن، زبان فطرت است و قرآن با فطرت آدميان سخن مي گويد كه زبان مشترك همه انسان هاست. وماسعي داريم در پرتو انوار مقدس شمس العرب وامير بيان مولي الكونين علي عليه السلام در اين وبلاگ به آن بپردازيم.

امکانات وب