نکته:
همانطور که در عبارت آخر متن بالا مشاهده نمودید، "حسناً" نیز به عنوان
مفعول مطلق در نظر گرفته شده، باید بگوییم برخی از مصادر منصوب به تنهایی و
بدون فعل در جمله می آیند مانند:
حسناً / أهلاً و سهلاً (خوش
آمدید)/ شکراً / صبراً / جدّاً / حقاً (به راستی) / أیضاً (نیز، هم چنین) /
معاذ الله (پناه بر خدا) / سمعاً و طاعةً (به چشم، اطاعت می شود) / سبحان
الله (خدا قرب است)/ که این مصادر نیز مفعول مطلق به شمار می روند.
تست كنكوري مفعول مطلق
1- عیّن ما فیه تأکید علی وقوع الفعل: ( ریاضی 89)
1)ابتسمت امّی فی وجهی ابتساماً ففرحتُ من ذلکَ! ٢) انعقد مجلس آخر لتکریم المجتهدات ایضاً!
3) یهتمّ الطالب بمطالعة دروسه لیلاً و نهاراً! 4)ما رأیت فی الساحة إلاّجماعتین نشیطین!
2- عیّن مافیه تأکید للفعل: ( تجربی 89)
1)علی الانسان أن یکرّم مَن علّمه تکریماً حسناً! 2) من أبعد عن الکذب، یصدّق کلامه تصدیقاً!
3)أفرغ قلبکَ من الحسد، لیبقی إیمانک بقاء غیر زائل! 4) إجعل من اموالک صدقة تُحاسب فی الآخرة حساباً اسرع!
3- عیّن المفعول المطلق للنوع : (تجربی 88)
1) انتصر المجاهدون فی ساحة المعرکةانتصاراً 2) نحترم معلّینا جداً لأنّهُم یربّوننا لمستقبل بلادنا
3) قرأت آیات من القرآن قراءة تؤثّر فی القلب 4) ضیّعت النعم حقّاً بالاستفادة غیر الصحیحة منها
4- عیّن ما لیس فیه المفعول المطلق : ( ریاضی 88)
1) من أحسنُ قولاً ممن دعا إلی الصراط المستقیم؟ 2) سبحان الّذی له ملکُ السماوات و الارض!
3) صبراً علی المصائب و الآلام ، ایّها الطالب ! 4) کیفَ تواجه نبأ انتصار المسلمینَ مواجهةً!
5- عیّن المفعول المطلق : ( زبان88)
1) یجب علینا أن نبتعد عن الیأس و القنوط جداً ! 2) إنّ القرآن یطالبُ أبناء البشر بالتفکر جمیعاً !
3) من یعتمد علی نفسه یجب أن لایخاف خطراً ! 4) إنّ الله یُذلّ کلّ جبّار من أحفاد الشیطان منذراً !
6- « هم یُجاهدون فی سبیل الله ... المتوکّلین » عیّن المناسب للمفعول المطلق : ( تجربی 87)
1 ) مجاهداً 2) جهاداً 3) مجاهدةَ 4) مجاهدةً
7- عیّن ما لیس فیه تأکید للفعل: ( ریاضی 87)
1) تلا القارئ القرآن تلاوةً حسنة . 2) تدور عقرب الدقائق دورة دائماً .
3) تحسّنت حال اُمّی صباح الیوم تـحسّناً . 4) ابتعد عن المعاصی ابتعاداً خائفاً من العقاب .
8- عیّن المفعول المطلق التأکیدی : ( هنر 86)
1) علینا نحترم الأولاد احتراماً یأخذونَ منه الدرس! 2) أحسِن إحسانَ مَن یعرفُ أنّ الله یجازیه یوم القیامة !
2) حاسِب نفسکَ قبلَ أن تحاسب حساباً تخافُ منه العذاب ! 4) تکلّمتُ معَ طالباتی حولَ النص تکلّماً أ لاتتذکّریین ذلک!
9- عیّن المفعول المطلق: ( زبان 86)
1) زمیلتی أکثر منّی شکراً علی نعم ربّی! 2) لاشکر علی الواجب ایّتها الطالبة!
3) إنّ للمعلّم حقّـاً عظیماً علی تلامذته دائماً ! 4) عند مواجهتی بالمشاکل ترشدنی أنت حقاً !
10- عیّن المفعول المطلق للنوع : ( زبان 85)
1) کأنَّ شُباننا اُسودٌ هاجموا العدوّ مهاجمةً . 2) تذهبُ الطالبات إلی المدرسة عاجلات ومسرعات
3) لی طالبتان تُرتّلان القرآن ترتیلاً یُؤثرُ فی قلوبنا 4) اللّهمَّ وفّقنا لرعایةحقوق ذی الحقّ توفیقاً .
11- عیّن مافیه تأکید علی وقوع الفعل : ( ریاضی 85)
1) من یطع الله و رسوله إطاعةً ، ینجح فی الدنیا و الآخرة 2) تذهب الطالبات الی المدرسة عاجلات و مسرعاتٍ
3) ما شاهدنا فی طریقنا إلّا مناظر جمیلة 4) نعلم أنّ بعض الجبال أکثر ارتفاعاً من سائر جبال الارض
حال در عربي ( قيد حالت)اهداف درس:
- آشنایی با حال و کار کرد آن در جمله و اعراب آن
- آشنایی با صاحب حال و ویژگی های آن
- آشنایی با انواع حال و رابط آن با صاحب حال در جمله
- معرفی استثناء ات حال شرایط تقدیم و تأخیر آن
در ابتدا برای آشنایی با «حال» نیم نگاهی به زبان فارسی کرده و نقش «حال» را در دستور زبان آن می یابیم:
«حال» در زبان عربی همان « قید حالت» در زبان فارسی است، زمانی
که می خواهیم حالت فاعل یا مفعول را در جمله به تصویر بکشیم از «قید حالت»
(در زبان فارسی) و «حال» (در زبان عربی) استفاده می کنیم:
جاء الرجلُ ضاحکاً
آن مرد خندان آمد.
اکنون به تعریف «حال» دقت کنید:
حال، اسم نکره منصوب و مشتقی است که بعد از ارکان اصلی جمله می آید تا چگونگی حالت صاحبش را به هنگام انجام فعل بیان کند.

تمرین:
نقش « حال » را در عبارات زیر ببینید:
الف- یومَ یُنفَخُ فی الصوّر فتأتون أفواجاً
ب- خُلِقَ الإنسانُ ضعیفاً
در
گزینه الف «أفواجاً» حالت و چگونگی ورود به صحنه قیامت را به تصویر می کشد
در واقع حال برای «واو» (فاعل) در فعل «تأتون» می باشد، پس «واو» صاحب حال
شناخته می شود.
در گزینه «ب» حال برای «الإنسان» (نائب فاعل) می باشد، پس «الإنسان» صاحب حال می باشد.
پس صاحب حال چنین تعریف می شود:
صاحب حال تنها یا فاعل است یا مفعول، یعنی «حال» برای بیان حالت و چگونگی فاعل یا مفعول در جمله ظاهر می شود
مانند: «طلع القمرُ متلألئاً» که «متلألئاً» حال برای «القمر» (فاعل) می باشد و «شربتُ الماءَ صافیاً» که «صافیاً» حال برای «الماء» (مفعول) می باشد.
البته صاحب حال می تواند «مجرور به حرف» و یا «مضاف» نیز باشد که از بحث ما خارج است.
اکنون
ممکن است سؤالی در ذهن مطرح شود که با توجه به توضیحات فوق، چگونه «نائب
فاعل»- همان طور که در مثال های قبل آمد- توانسته صاحب حال شود؟
در پاسخ باید گفت «نائب فاعل» همان مفعولی بوده که اکنون جانشین فاعل شده لذا از قانون فوق خارج نیست.
نکته:
صاحب حال حتماً بایدمعرفه
باشد زیرا صاحب حال کلمه ای است که حال برای بیان حالت آن می آید لذا باید
شناخته شده باشد تا این اطلاع رسانی مفید واقع شود. و همانطور که در تعریف
حال نیز آمده است، حال باید لزوماً نکره باشد.
اکنون به اقسام حال دقت کنید:
اصل
این است که حال «مفرد» باشد امّا گاهی اوقات از این اصل خارج شده و به
اشکال دیگری ظاهر می شود که در هر صورت باید یک رابطی* وجود داشته باشد که
حال را با صاحب حال پیوند دهد.
* رابط عامل پیوند میان حال / جمله حالیه با صاحب حال می باشد.

اکنون به رابط موجود میان حال و صاحب حال در اقسام حال می پردازیم:
- چنانچه حال مفرد باشد از طریق «ضمیر مستتر» در حال با صاحب خود پیوند می خورد که در مثال فوق، ضمیر مستتر «هو» در «منشداً» این نقش را ایفا می کند.
- در صورتی که حال، جمله اسمیه باشد با واو / ضمیر / واو و ضمیر باهم به صاحب خود پیوند می خورد که در مثال فوق تنها با «واو» این ربط ایجاد شده است (به این واو، واو حالیه گفته می شود).
- در جمله فعلیه که فعل آن ماضی مثبت باشد، ربط آن «واو و قد» می باشد.
- در جمله فعلیه با فعل ماضی منفی ، رابط «واوو ضمیر» می باشد.
- در جمله فعلیه با فعل مضارع مثبت، تنها «ضمیر» رابط می باشد.
- در جمله فعلیه با فعل مضارع منفی، ضمیر رابط می باشد.
مثال قواعد فوق پیش از این بیان شده است.
تمرین: رابط جملات حالیه زیر را ببینید:
- زارنا و ثیابه أنیقة
- نام الحرسُ و قد غاب النجمُ
- لعبنا و لم نتعب
- و دّعنا الصدیق یبکی (رابط ضمیر مستتر در «یبکی»)
- قام المخبر سارداً علی الحاضرین أخبار رحلته (رابط ضمیر مستتر در «سارداً»)
نکته:
اصل
این است که حال بعد از صاحب حال آید امّا گاهی اوقات استثناء اتی پیش می
آید که به موجب آن حال قبل از صاحب حال می آید، اکنون به ذکر این موارد می
پردازیم.
در دو مورد است که حال لزوماً باید پیش از صاحب حال ذکر شود:
1) زمانی که صاحب حال نکره باشد باید حال قبل از آن بیاید (چون پیش از این گفتیم که صاحب حال باید لزوماً معرفه باشد) مانند: «رأیتُ ضاحکاً رجلاً»
علت آن نیز این است که اگر حال مطابق با قاعده پس از صاحب حال ذکر شود، صفت خواهد بود نه حال.
2) زمانی که صاحب حال با ادات حصر بیاید: «ما جاءَ ماشیاً إلّا ابوک (کسی جز پدرت پیاده نیامد)
چنانچه صاحب حال محصور شود در پایان جمله ذکر می شود لذا حال پیش از آن می آید.
امّا گاهی اوقات نیز حال لزوماً باید پس از صاحب حال ذکر شود:
1) زمانی که حال با ادات حصر بیان شود: «ما نُرسِلُ الرُّسُلَ إلّا مُبَشّرین» (ما پیامبران را تنها بشارت دهنده مبعوث می کنیم.)
در اینجا کلمه «مبشّرین» (حال) محصور به «إلّا» شده لذا تنها در انتهای جمله می تواند بیاید.
2) زمانی که حال به صورت جمله بیاید و رابط ان نیز «واو» باشد:
«جاءَ فی و هو یحمل البشری"» (نزد من آمد در حالیکه حامل پیام بشارت بود.)
در این عبارت، «هو یحمل البشری» جمله حالیه است که حرف «واو» رابط آن است لذا نمی تواند پیش از «جاءَ فی» بیاید.
3) چنانچه صاحب حال مضاف الیه واقع شود، حال باید بعد از آن بیاید: «عجبتُ من ذها بک ماشیاً» (از پیاده آمدنت تعجب کردم.)
در
این عبارت «ک» صاحب حال است که «ماشیاً» حال آن می باشد و چون به صورت
ضمیر متصل آمده و مضاف الیه واقع شده است، باید پیش از حال ذکر شود.
تمرین: علت تقدیم و تأخیر حال را در عبارات زیر ببینید:
- ما رأیتُ أخاک إلّا مستفیداً (برادرت راجز طالب بهره نیافتم)
در عبارت فوق، حال محصور به «إلّا» شده لذا باید پس از صاحب حال ذکر شود.
- رأیتُ منیراً قمراً (ماه را درخشان دیدم)
علت تقدیم حال بر صاحب حال در مثال بالا، نکره بودن صاحب حال است که در صورتی که پس از صاحب حال می آمد، صفت آن محسوب می شد.
- رأیتُ الطالبَ مجتهداً فأشیت علیه (آن دانش آموز را کوشا دیدم لذا تحسینش کردم)
در عبارت فوق چون صاحب حال معرفه است لزوماً مقدم شده است، در واقع مطابق با اصل آمده است.
- نادیتُه و هو یلعب (او را در حالی که بازی می کرد، صدا زدم)
جمله حالیه با حرف «واو» آمده که لزوماً باید مؤخر آید.
تمييز در عربي
اهداف درس:
- آشنایی با تمییز، ویژگی ها و کار کرد آن در جمله.
- آشنایی با انواع تمییز، ویژگی های هر یک از آنان و تفاوت میان آن ها.
- آشنایی با انواع تمییز عدد(صریح و کنایه).
گاهی
در برخی از جملات ابهام و پیچیدگی وجود دارد که باعث می شود مخاطب مقصود
جمله را به خوبی متوجه نشود، لذا کلمه یا عبارتی در ادامه می آید که آن
ابهام و پیچیدگی را از کلام بر دارد و معنا و مفهوم عبارت واضح شود که در
عربی به این کلمه «تمییز» گفته می شود که در فارسی نیز موجود است مانند: حسن از علی از نظر اخلاق بهتر است با آمدن کلمه ی «اخلاق» مفهوم عبارت واضح و روشن شد زیرا بهتر بودن حسن را در یک ویژگی مشخص نشان می دهد.
در عربی نیز با آمدن تمییز از جمله ابهام زدایی می شود که دارای چند شاخص است:
1) جامد است 2) نکره است 3) منصوب است
هذا کأسٌ عسلاً
در مثال بالا «عسل» بیانگر محتوای درون کاسه است که با اندکی تأمل در می یابیم که هم جامد است و نکره و منصوب.

تمییز مفرد ابهام را از یک کلمه بر می دارد که
معمولاً آن کلمه وزن / مساحت / عدد / حجم یا پیمانه است یعنی با آمدن پس
از موارد مذکور از آن ها رفع ابهام می کند که مثال هر یک به ترتیب ذکر
خواهد شد:
وزن: هذا رطلٌ زیتاً (رطل واحد وزن است): این یک رطل روغن است.
مساحت: هذا مترٌ أرضاً: این یک متر زمین است.
عدد (دو نوع است: صریح و کنایه که ما اکنون تمییز عدد صریح را بیان می کنیم و تمییز عدد کنایه در ادامه خواهد آمد):
هذا عشرون قلماً: این 20 مداد است.
پیمانه: هذا کأسٌ قُمحاً: این یک کاسه گندم است.
همان
طور که دیدید اگر تمییز در ادامه هر یک از وزن و مساحت و عدد و پیمانه نمی
آمد، جمله واضح نبوده و مخاطب نمی توانست مفهوم روشنی از کلام در یابد.
نوع دیگر تمییز، تمییز نسبت است که ابهام را از جمله ی قبل از خودش بر می دارد امّا تفاوت آن با تمییز مفرد این است که تمییز نسبت پیش از آن نقش دیگری در جمله بوده و اکنون از آن نقش به تمییز منتقل شده است:
محمد
أکثر منک علماً: محمد از نظر علم از تو بیشتر است که در فارسی روان می
گوئیم: علم محمد از تو بیشتر است در واقع چنین می گوئیم: تمییز مفرد اصل
ندارد یعنی نمی توان آن را تبدیل به چیز دیگری کرد ولی تمییز نسبت اصل
دارد.
نکته:
روش تشخیص اصلِ تمییز نسبت:
اگر
در جمله فعل نداشتیم تمییز ما در اصل مبتدا بوده که اکنون تبدیل به تمیز
شده و اگر فعل داشتیم و فعل ما لازم بود، تمییز در اصل فاعل بوده و اگر فعل
ما متعدی باشد تمییز در اصل مفعول بوده است.

تمرین: انواع تمییز مفرد و تمییز نسبت را در عبارات زیر ببینید:
- لیس عندی قدرُ خردلةٍ ذهباً: تمییز مفرد (ذات) که چون بعد از «وزن» (قدر خردلة) آمده تمییز مفرد است.
- أنت أعرق القوم نسباً: تمییز نسبت است چون ابهام را از جمله بر داشته و در اصل مبتدا بوده است و اصل آن چنین است: نَسَبُک أعرق القوم: نسب تو اصیل ترین نسب هاست.
- زرعنا الحقل بُرّاً: تمییز نسبت است که در اصل مفعول به بوده زیرا فعل ما متعدی است و اصل آن چنین است:
زر عنا البَّر فی الحقل: در زمین گندم کاشتیم.
- ما فی السّماء مقدارُ راحة سحاباً: تمییز مفرد (ذات) که چون بعد از حجم (مقدار راحة) آمده تمییز مفرد است.
نکته:
-
بعد از «اسم تفضیل» و کلماتی همچون «مَلَأ- إمتلأ- إزداد و کفی» و نیز
«خیر و شرّ» حتماً تمییز می آید: کفی بالله شهیداً: در این عبارت با اینکه
«شهیداً» مشتق است- و ما گفتیم که تمییز حتماً باید جامد باشد- امّا چون
بعد از «کفی» آمده تمییز می باشد.
پیش از این بیان
کردیم که تمییز مفرد که بعد از عدد می آید شامل عدد صریح و عدد کنایه است
که عدد صریح را توضیح دادیم و امّا عدد کنایه:
تمییز عدد کنایه تمییزی است که پس از حرف «کم» می آید؛ «کم» در عربی یا استفهامی است- در قالب سؤال مطرح می شود- و یا خبری است که هر یک ویژگیهای منحصر به فردی دارد.
«کم» استفهامی: کم کتاباً قرأتَه؟ (چند کتاب خواندی؟)
همان طور که مشاهده کردید تمییزی که پس از «کم» استفهامی واقع شودمفرد و منصوب است.
اما تمییز «کم» خبری مجرور به حرف جر «مین» می باشد: «کم من کتابٍ لی» (چه کتابی دارم!).
اکنون برای آن که بیشتر به عمق مطلب پی ببریم به چند مثال اشاره می کنیم:
- کم شهراً أقمتَ بالمدینة؟ (چند ماه در شهر ماندی؟)
- کم من زائرٍ أتاکم. (چه زائری نزد شما آمد!)
- کم ثوباً اشتریت؟ (چند تا لباس خریدی؟)
- کم من یومٍ نزلتَ عند نا. (چه روزی پیش ما آمدی!)
پس
برای تشخیص تمییز کم استفهامی از کم خبری به اعراب آن باید توجه کرد که
چنانچه تمییز «مفرد و منصوب» بود، آن «کم»، کم استفهامی است و چنانچه با
حرف «مِن» آمد و مجرور بودآن «کم»، کم خبری است.
نکته:
نکته ای که لازم به ذکر است و در تشخیص تمییز از حال می تواند مثمرثمر باشد این است که تمییز «جامد» است .
خوب است در اینجا به چند تست مطرح در کنکور اشاره کنیم:
1) در عبارت «بسبب المطر الشدید سَقَطَ الکوخ سقفاً» تمییز «سقفاً» منقول از کدام نقش است؟
الف) فاعل ج) مبتدا
ب) مفعول د) مضاف الیه
2) جای خالی را با گزین? مناسب پر کنید: «النهر فاض....... و فجّرت الأرضُ......»
الف) بالحقلِ، بالإخضرار ج) ماءُه، عیونُه
ب) و ماءاً، و عیوناً
د) ماءاً، عیناً
3) در کدام عبارت تمییز به کار رفته است؟
الف) إنّ عذابها کان غراماً ج) خُلِقَ الإنسان ضعیفاً

ب) و الباقیات الصالحات خیرٌ عند ربّک ثواباً د) جاء الرّسول ماشیاً
4) در کدام گزینه تمییز نسبت به کار رفته است؟
الف) لا أملِکُ مثقالاً ذهباً
ج) یفیض وجه الرّسول بشراً
ب) لیست عندی ذرَّةً حَسَداً د) فی الکتاب خمس و تسعون صفحةً
5) در کدام گزینه «تمییز کم خبری» به صورت صحیح به کار رفته است؟
الف) کم من تلمیذٍ عند الأستاذ ب) کم کتاباً فی المکتبة
ج) کم درجاتٍ لکم عند الله د) أحصی کلّ شی ءٍ عدداً
6) در کدام گزینه تمییز منقول* وجود دارد؟
* (پیش از این گفتیم تمییز منقول تمییزی است که از نقش اصلی خود عدول کرده و با تغییر جمله تبدیل به تمییز شده است).
الف) مثقال ذهباً خیر من رطلٍ نحاساً ب) رأیت البنت و هی تحمل جرّة ماءاً

ج) انّ الله قد أحاط بکلّ شی ءٍ علماً د) زکاة الفطر نصف صاع برباً
تست كنكوري حال و تمييز
1) عين الجواب المناسب للسؤال التّالي (کيف تستمع التلميذات إلي الدّرس لمّا تدرّس المعلمة)؟
1) التلميذات يستمعن إلي الدرس صامتاتٍ 2) يستمع التلميذات إلي الدرس و هم صامتاتٌ
3) يستمعن التلميذاتُ إلي الدرس و هُنَّ صامتاتٌ 4) التلميذات يستمع إلي الدرس صامتاتٍ
2) في اي عبارة ما جاءت جملةٌ حالية؟
1) قُتِل ميثم يصلب علي نخلةٍ 2) رأيتُ محاولات اشخاص تنفع لهم
3) تظاهر أبناء الشعب يطالبون الحق 4) رأيتُ تلميذک يکتب الدرس
3) در عبارت (کان البرُ کان يصُبُّ الرّماد مطراً ) تمييز در اصل چه بوده است؟
1) فاعل 2) مفعول به 3) مبتدا 4) نائب فاعل
4) عين الجملة التي لاتبين حالة الفاعل
1) قضي الخائنُ ليلتَه خائفاً مضطرباً 2) رأيته و هو يستقبلک بالکلمات الجميلة
3) دخل زميلي فرحاً المدرسة صباحَ هذا اليوم 4) هل تُريد أن تذهب إلي السفر و أنت مريض
5) عين اصل التمييز (بعدَ موسم الثلج يفيض ذلک النهر ماءً)
1) فاعل 2) مفعول به 3) مبتدا 4) عطف بيان
6) ما هو المناسب للفراغ (تعلمنا الدرس....)
1) المجاهدين 2) مجتهدين 3) مجتهداً 4) مجاهداً
7) في أي عبارة جاء الحال؟
1) أحبّ الغرفة نظيفة 2) أنظّف الغرفة تنظيفاً 3) اُحبّ الغرف النظيفة 4) أحبّ تنظيف الغرفة
8) إملا الفراغ بالتمييز المناسب (إمتلا قلوب المحرومين بعد مشاهدة هذا الإنتصار...)
1) سروراً 2) مفتوحاً 3) فاتحاً 4) مسروراً
9) عين الخطأ
1) سقط الشّهداء و هم سابحين بالدم 2) سقط الشهداء سابحين بدمهم
3) سقطت الشهيدات و هنّ سابحات بالدم 4) سقطت الشهيدات سابحات بدمهنّ
10) ما هو الصحيح للفراغ (کيف نجحتِ؟ ) (نجحتُ في دراستي....بأنّه کان بتوفيق إلهي)
1) اعترف 2) مُعترفةً 3) مُعترفاً 4) مُعترفين
11) عين العبارة التي لاتحتاج إلي التمييز
1) هو أشدّ النّاس 2) إمتلأ قلبي 3) آمنتُ ربّي 4) هو خير النّاس
12) در کدام گزينه حال بکار نرفته است؟
1) کنتُ أعيش مرفوع الرأس 2) إنّ الله يرسل الأنبياء مبشرّين
3) ألم نکن متقدّ مين في القرون الاولي 4) و اشدد يديک بحبل الله مُعتصماً
13) ما هو الصحيح للفراغ في الجملة التاليه (علي کم....حصل التلميذ)
1) الدرجةِ 2) درجةً 3) درجةٌ 4) درجةٍ
14) عين (واو) الحاليه
1) و الفجر و ليالٍ عشر... 2) هؤلاء يدعون ربّهم و يطلبون منه العزّة
3) لاتطلب و لاتسأل ما لافائدة فيه 4) تقدّمت الأمةُ و هي تدعو إلي العمل
15) ما هو التمييز المناسب للفراغ (تقدّمت هذه الطّالبةُ...)
1) مؤدّبةً 2) کريماً 3) عالمةً 4) أدباً
16) در کدام گزينه تمييز بکار رفته است؟
1) أکرمتُه إکراماً 2) إزداد کرماً 3) رأيته کريماً 4) أکرمتُ الضيفَ مُکرَّماً
17) تمييز در آية شريفه (و کانوا أشدّ منک قوةً و اکثر اموالاً و اولاداً) کدام است؟
1) أشدّ 2) اکثر 3) اولاداً 4) قوّة
18) عين العبارة التي جاء فيها (التمييز)
1) ربّنا هب لنا من لدنک رحمةً 2) المؤمن يناجي ربّه مناجاةً 3) ربّنا وسعتَ کلّ شيءٍ رحمةً 4) نظر الأبُ إلي أولاده مشفقاً
19) کدام گزينه معادل جمله(المؤمنون أصلب موقفاً) مي باشد؟
1) أصلب المؤمنين موقفٌ 2) أصلبُ المؤمنون موقفٌ
3) موقفُ المؤمنين أصلبُ 4) موقفُ المؤمنون أصلبُ
20) عين التمييز
1) اُحبّ هذا الامرحُباً لايوصف 2) مُليء قلبي بعد تلک الحادث حباً
3) طلبتَ منّي حباً لا أقدر علي تحقيقه 4) زادت الصّلاةُ في قلبي حباً بالخيرات
سؤالات مفعول مطلق در کنکور سراسری همراه با تعیین جواب صحیح
مفعول مطلق در کنکور سراسری
1- عیّن ما فیه تأکید علی وقوع الفعل: ( ریاضی 89)
1)ابتسمت امّی فی وجهی ابتساماً ففرحتُ من ذلکَ! ٢) انعقد مجلس آخر لتکریم المجتهدات ایضاً!
3) یهتمّ الطالب بمطالعة دروسه لیلاً و نهاراً! 4)ما رأیت فی الساحة إلاّجماعتین نشیطین!
2- عیّن مافیه تأکید للفعل: ( تجربی 89)
1)علی الانسان أن یکرّم مَن علّمه تکریماً حسناً! 2) من أبعد عن الکذب، یصدّق کلامه تصدیقاً!
3)أفرغ قلبکَ من الحسد، لیبقی إیمانک بقاء غیر زائل! 4) إجعل من اموالک صدقة تُحاسب فی الآخرة حساباً اسرع!
3- عیّن المفعول المطلق للنوع : (تجربی 88)
1) انتصر المجاهدون فی ساحة المعرکةانتصاراً 2) نحترم معلّینا جداً لأنّهُم یربّوننا لمستقبل بلادنا
3) قرأت آیات من القرآن قراءة تؤثّر فی القلب 4) ضیّعت النعم حقّاً بالاستفادة غیر الصحیحة منها
4- عیّن ما لیس فیه المفعول المطلق : ( ریاضی 88)
1) من أحسنُ قولاً ممن دعا إلی الصراط المستقیم؟ 2) سبحان الّذی له ملکُ السماوات و الارض!
3) صبراً علی المصائب و الآلام ، ایّها الطالب ! 4) کیفَ تواجه نبأ انتصار المسلمینَ مواجهةً!
5- عیّن المفعول المطلق : ( زبان88)
1) یجب علینا أن نبتعد عن الیأس و القنوط جداً ! 2) إنّ القرآن یطالبُ أبناء البشر بالتفکر جمیعاً !
3) من یعتمد علی نفسه یجب أن لایخاف خطراً ! 4) إنّ الله یُذلّ کلّ جبّار من أحفاد الشیطان منذراً !
6- « هم یُجاهدون فی سبیل الله ... المتوکّلین » عیّن المناسب للمفعول المطلق : ( تجربی 87)
1 ) مجاهداً 2) جهاداً 3) مجاهدةَ 4) مجاهدةً
7- عیّن ما لیس فیه تأکید للفعل: ( ریاضی 87)
1) تلا القارئ القرآن تلاوةً حسنة . 2) تدور عقرب الدقائق دورة دائماً .
3) تحسّنت حال اُمّی صباح الیوم تـحسّناً . 4) ابتعد عن المعاصی ابتعاداً خائفاً من العقاب .
8- عیّن المفعول المطلق التأکیدی : ( هنر 86)
1) علینا نحترم الأولاد احتراماً یأخذونَ منه الدرس! 2) أحسِن إحسانَ مَن یعرفُ أنّ الله یجازیه یوم القیامة !
2) حاسِب نفسکَ قبلَ أن تحاسب حساباً تخافُ منه العذاب ! 4) تکلّمتُ معَ طالباتی حولَ النص تکلّماً أ لاتتذکّریین ذلک!
9- عیّن المفعول المطلق: ( زبان 86)
1) زمیلتی أکثر منّی شکراً علی نعم ربّی! 2) لاشکر علی الواجب ایّتها الطالبة!
3) إنّ للمعلّم حقّـاً عظیماً علی تلامذته دائماً ! 4) عند مواجهتی بالمشاکل ترشدنی أنت حقاً !
10- عیّن المفعول المطلق للنوع : ( زبان 85)
1) کأنَّ شُباننا اُسودٌ هاجموا العدوّ مهاجمةً . 2) تذهبُ الطالبات إلی المدرسة عاجلات ومسرعات
3) لی طالبتان تُرتّلان القرآن ترتیلاً یُؤثرُ فی قلوبنا 4) اللّهمَّ وفّقنا لرعایةحقوق ذی الحقّ توفیقاً .
11- عیّن مافیه تأکید علی وقوع الفعل : ( ریاضی 85)
1) من یطع الله و رسوله إطاعةً ، ینجح فی الدنیا و الآخرة 2) تذهب الطالبات الی المدرسة عاجلات و مسرعاتٍ
3) ما شاهدنا فی طریقنا إلّا مناظر جمیلة 4) نعلم أنّ بعض الجبال أکثر ارتفاعاً من سائر جبال الارض