عربي براي دبيرستان
آموزش عربي متون ادبي تاريخ اذبيات عرب قرآن و عترت 
قالب وبلاگ

  تحول در آموزش و پرورش ضرورت يا اضطرار

زهره کریمی گورجی مدیر دبستان عصمت شهرستان علی آباد استان گلستان

مقدمه
از بارزترین خصوصیات عصر حاضرمی توان به تغییرات وتحولات شگرف ومداوم درطرزتفکر،ایدئولوژی،ارزش های اجتماعی،روش های انجام کاروبسیاری ازپدیده های دیگرزندگی،اشاره کرد.به همین سبب امروزمدیران باجوسازمانی پر ابهام،پویاودر حال تحول روبرو هستند.
این مقاله در پی بیان ضرورت واهمیت تحول در سازمان ها بویژه آموزش وپرورش شده است.در این راستا ازبیانات ارزشمندمقام معظم رهبری که برخاسته ازنگرش وانتظارات ومطالعات ایشان است و مصوبات شورای عالی آموزش وپرورش ونگاه صاحبنظران به این موضوع،بهره برداری شده است.
مفاهیم تغییر ،تحول ،نوآوری وتفاوت آن ها:
درتعریف تغییر گفته شده است تغییر،دگرگونی هر چیزی است که با گذشته اش تفاوت داشته باشد و نوآوری اتخاذایده هایی برای سازمان جدید است.بنابراین تمام نوآوری ها می تواندمنعکس کننده یک تغییرباشند؛ اگرچه تمام تغییرها نوآوری نیستند.(آقایی فیشانی،۱۳۷۷، ۲۶)تحول یعنی فرایند ذوب شدن اندیشه ها ،باورها ورفتارهای سنتی وتثبیت ارزش های نوین واستقرار نظام های جدید.تحول یعنی منطبق کردن سازمان ها با آخرین پدیده های روز ( Rosabeth Kanterاینترنت)

سازمان های نوآور، معنا ومفهوم تغییرو نوآوری وتحول در سازمان ها از نگاه صاحبنظران:
سازمان های نوآور ،سازمان هایی هستندکه نسبت به تغییرنیازهای ذی نفعان،تغییرمهارت های رقبیان،تغییر روحیه افراد جامعه واکنش نشان داده ، در شکل و نحوه تولیدات خود تجدید نظرمی کنند وخود را متحول سازند.تغییر در سازمان فرایند تحول ودگرگونی است که در رفتار ها ،ساختارها ،خط مشی ها ،منظورها یا بروندادهای پاره ای از واحدهای سازمان رخ می دهد.(هنسن ،۱۳۷۰ ،۳۳۰)با توجه به نزدیکی ومشابهت مفاهیم نوآوری وتغییردربسیاری ازمنابع ومتون علمی،این دوواژه اغلب مترادف درنظرگرفته شده است"الوین تافلر"معتقد است محورموج سوم راخلاقیت ونوآوری تشکیل می دهد.(آقایی فیشانی ،۱۳۷۷،ص پیشگفتار)
ضرورت و عوامل ایجاد کننده تحول:
ضرورت تحول را علاوه بر عوامل تاثیر گذار آن ، در بالندگی وبهبودی سازمان ها ، بهبود در کیفیت زندگی نیز می توان یافت.سازمان هاتحت فشارعوامل متعددی همچون؛پیچیدگی وقایع،سرعت پیشرفت فناوری،افزایش رقابت چشمگیردرارائه خدمات وتولیدات ونیاز طبیعی ودرونی انسانهادرمجموعه نظام هستی،قراردارند.این عوامل سازمانهارادرمقابل تغییروتحول خلع سلاح نموده وآنان راواداربه پذیرش وبرنامه ریزی جدی می کند.
چگونگی ایجاد تحول در سازمان :
۱) تعیین اهداف تحول؛
تحول درپی تعیین اهداف آن قابلیت برنامه ریزی واجرامی یابد.پس ازآن سنجش واندازه گیری را ممکن می سازد. تحول نمی تواندبه صورت خود بخودی وتابعی از متغیرهایی چون حوادث و پیشامدهاوخواسته وناخواسته،آغازشود. اهداف تحول بایدباچیستی وچرایی روشن وشفاف،واقعی،قابل اندازه گیری درمحدوده زمان،مدون وقابل انعطاف باشد.دراینجااین پرسش هامطرح می شودکه چرا سازمانی نیازمندتحول است؟این تحول چگونه و توسط چه کسانی انجام می شود؟ا هداف آموزش وپرورش از تحول چیست؟آیا تحول در آموزش وپرورش منطبق برواقعیت های موجوداست؟درچه فرایندزمانی اتفاق می افتد؟و....
۲) توجه به نیاز درونی سازمان ؛
نیازدرونی سازمان،زمینه سازضرورت تحول می شود.تغییر وتحول نمی تواند صرفاً تجویزی و با صدور دستورالعمل قابلیت اجرایی یابد . البته می توان با وضع قوانین و مقررات وترسیم مسیر حرکت از طریق دستورالعمل ها زمینه حرکت قانونی تحول را هموار نمودکه این شرط لازم است ونه کافی .
۳) تبدیل مشکلات وتهدیدها به فرصت؛
هنر سازمان های پیشرونده تبدیل مشکلات به فرصت است . چرا که این سازمان ها از مشکلات موجود در مسیر تحول استقبال کرده و آن ها را با دانش و درایت مدیریت به فرصت تبدیل می کنند.
تحول ،نیازمند مدیریتی مدبرانه ، بادانش توام باانگیزه وتلاش پی گیر است.سازمان هایی که فرصت آفرین اند،نه فرصت سوز ویا منتظر فرصت ،که این انتظار شایدبه ثمر نرسد.
۴) جلب همدلی ،همراهی ، همفکری وهمکاری تمامی اعضاءسازمان ؛
تحول،همدلی،همراهی،همفکری وهمکاری تمامی اعضاءسازمان رامی طلبد.چراکه تغییردردانش،نگرش ،باورهاواندیشه های نیروی انسانی درسازمان،مقدمه ایجادتحول ورکن اصلی تحول نیروی انسانی است. نیروی انسانی نه تنها از عوامل تحول در سازمان ها که از اهداف آن نیز هستند. ایجاد تحول در نیروی انسانی ،زمینه ساز برنامه های تحول پایدار ومستمر است.
۵) مدیران جلودار والگوی عملی تحول ؛
مدیران به عنوان یکی ازمهمترین عوامل تحول ، دارای نقش های متعددی در اجرای برنامه های تحولی هستند.به همین دلیل همانطورکه می توانند با پشتیبانی ،حمایت وهدایت برنامه ، نقش پیش برنده داشته باشند،قادرند در زمره مهمترین موانع اساسی بازدارنده نیز قرار گیرند. مقام معظم رهبری در بیانات خود در دیدار وزیر و مدیران آموزش و پرورش سراسر کشور در سال ۸۶ ،از تحول به عنوان یکی ازاساسی ترین واصولی ترین مطالبی که درزمینه آموزش وپرورش ممکن است مطرح شود،یاد کردند."تحول یک کلمه است ،لکن درپشت این وجود لفظی،درپشت این کلمه یک دنیا کارنهفته است.اولاً؛این کارچیست؟ثانیاًباچه هدفی این کارهاقراراست انجام گیرد؟ثالثاً چگونه این کارها انجام گیرد؟ پاسخ این سه سوال ، یک عمر کار است. ما همه اینهارادرزیر کلمه تحول قرار می دهیم و می گوییم ؛تحول."
درپاسخ به سوالات مطرح شده ازسوی ایشان،می توان بطور کلی تحول را به شکل زیرتقسیم نمود:
طبقه بندی سطوح تحول در سازمان :
۱) تحول در ساختار
ساختار شامل مسائلی نظیر تقسیم بندی کار ، حوزه یا قلمرو کنترل و طرح های مختلف سازمانی است. منظور از ساختار،سازمانی است که سازمان کارها را به صورت رسمی تقسیم بندی ،طبقه بندی، گروه بندی و هماهنگ می کند. عوامل تغییر در طرح سازمانی تغییراتی داده و یک یا چند مورد از عوامل اصلی را تغییر دهد.مقام معظم رهبری در فرازی دیگر از فرمایشات خود به ساختار و تشکیلات آموزش وپرورش پیش از انقلاب اسلامی و پس از آن چنین اشاره فرمودند:"نظام آموزش وپرورش ما یک نظام غرب زده ،تقلیدی ،مبتنی بر باورها ومبانی پذیرفته در اروپا بود. حالا یکی بلژیک را ترجیح می داد،یکی انگلیس راترجیح می داد،یکی فرانسه راترجیح می داد،بالاخره مربوط به آنها بود.در بخش های مختلف اداری و تشکیلات دولتی ما،این محسوس بود.آموزش وپرورش هم عیناًبه همین کیفیت شکل گرفت وهمینطورماند."ازفرمایشات ایشان اینگونه می توان چنین برداشت کردکه آموزش وپرورش دربخش ساختاری،نیازمندتغییروتحولات بنیادین واساسی است.
۲) تحول در فناوری
امروزه بیشتر تغییرات فناوری ،حول محورارائه دستگاه های جدید،ابزارنوین خودکار کردن دستگاه ها با بکارگیری رایانه های پیشرفته دور می زند.اغلب عوامل رقابتی یا نوآوری های صنعتی ایجاب می کند که عامل تغییر ، روش های عملی ،ابزاریا دستگاه های جدید را عرضه کنند. از طرفی با گسترش رایانه در این سالها شاهد تغییرات فناوری به صورتی گسترده هستیم.درراستای ایجادتحول در نظام آموزش وپرورش و بکارگیری فناوری پیشرفته،شورای عالی آموزش وپرورش سند فناوری اطلاعات و ارتباطات رادرجلسه ۷۴۷ مورخ۱/۳/۸۶ ازتصویب گذرانده است.در این سند نهادآموزش وپرورش به عنوان موثرترین دستگاه آموزشی وتربیتی کشور در تحقق اهداف و زیر ساخت های امور فرهنگی،علمی وفناوری مورد نیاز در افق چشم انداز ،خود نیازمند تحول و دگرگونی واصلاح در جهت کسب توانمندی های لازم برای ایفاء ماموریت های محوله ، است.در بخش دیگری از این سند چنین آمده است:"از جمله فرصت ها و امکانات پیش روبرای سرعت بخشی وشتاب دهی در جهت بازسازی نظام آموزش وپرورش نظام آموزش وپرورش وتحول در فرایند یاددهی – یادگیری ،استفاده از پدیده فناوری اطلاعات وارتباطات است که باید به عنوان یکی از مهم ترین راهبردهای دست اندرکاران آموزش وپرورش کشور باشد." همچنین این مصوبه ،نقش جایگاه فناوری اطلاعات وارتباطات را موثر در عدالت آموزشی وتوسعه می داند.
۳) تحول در افراد یا به عبارتی نیروی انسانی
مهمترین سطح تغییروتحول درسازمان ها،درجهت افزایش اثربخشی برنامه ها،تغییراتی است که درنگرش،بینش ورفتاراعضای سازمان رخ می دهد.دراین خصوص مقام معظم رهبری درجمع روسای مناطق آموزش وپرورش کشور فرمودند:"ما می خواهیم آن کسی که از آموزش وپرورش خارج می شود بعد از سیزده سال انسانی باشد با برجستگی های اخلاقی ، برجستگی های فکریومغزی وباتدین،یک چنین انسانی می خواهیم.ازنظراخلاقی:انسانی باشد شجاع،خوشخو،خیرخواه، خوش بین،امیدوار،بلند همت،مثبت درقضاوت هاو سایرخصوصیات اخلاقی ای که برای یک انسان مطلوب،شمادرنظرمی گیریدازلحاظ خصوصیات فکری: خلاق،پرسشگر،اهل فکر،نوآوری،مایل به ورود در وادی مجهولات وصاحب فکر.ازجنبه رفتاری:آدم منضبط،قانون شناس.ماچنین موجودی می خواهیم،آیامی شودچنین موجودی راتربیت کرد؟البته،البته که می شود.درست است که انسان ها یکسان نیستند،درست است که ژنهاگوناگون وموثرات گوناگون خلقتی ،آدم هارابااختلافاتی به وجود می آورد؛اما به طور معمول وعام ،همه انسان ها نقش پذیرند."در این راستا شورای عالی آموزش وپرورش درچارچوب ماموریت های قانونی خود،درجلسه۷۴۷ مورخ۲۹/۲/۷۹اهداف دوره های تحصیلی رامصوب نموده است که وزارت آموزش وپرورش بابرنامه ریزی مناسب درجهت تحقق این اهداف،قادر خواهد بودانسان موردنظراسلام ر تربیت نماید."مدیران امروزی درایجادتحول سازمانی بادومساله اساسی روبرو هستند:مساله اول این که چگونه نیروومنابع انسانی خودرادرجهتی توسعه دهند که بهتربتوانندبا تغییرات وتحولات محیط هماهنگ شوند.مساله دوم این که چگونه نیرو ومنابع انسانی سازمان را در جهتی هدایت کنندکه ضمن تحقق اهداف سازمان وانجام ماموریت های سیستم ، نیازهای کارکنان نیز تامین شود."(پارسا،مقاله، ۱۳۸۶)
مدیریت تحول نیروی انسانی:
نقش مدیریت درتحول سطوح سازمانی به منظورتوسعه حائز اهمیت است.مدیریت و رهبری هوشمندانه ازگذشته دوراهمیتی بنیادین درساختار سازمانی داشته است.درقرن اخیربه منابع انسانی به عنوان عنصری هوشمندتوجه شده است که با مهارت وخلاقیت خود نقش اساسی ایفا می کند.نیروی انسانی کارآمددریک کشورجزوسرمایه های ارزشمند به شمار می آید. ایجاد انگیزه های کاری و بروز خلاقیت ونوآوری به شیوه مدیریت مدیران هر سازمان بستگی دارد.به وجودآوردن محیط کاری مناسب،بهبودروابط انسانی درمحیط کار،کم شدن استرسها،ارزش گذاری برای فکرها،از شیوه هایی است که مدیریت تحول گراباید اعمال کند. توجه به ابعاد کیفی آموزش وپرورش دربرنامه ریزی هاووضع مقررات،تاثیرقابل ملاحظه ای دررشدوتربیت مدیران موردنیاز جامعه دارد.باز بینی وبررسی مصوبات وپیشنهادهای رسیده ازبخش های مختلف درشورای عالی آموزش وپرورش،بارویکردفرهنگی،تربیتی زمینه سازارتقاءکیفیت درآموزش وپرورش وتقویت نگرش تحولی خواهد بود.تصویب خط مشی های آموزش وپرورش درموضوع عدالت آموزشی، روابط وهمکاری های بین الملل،تصویب راهنماهای برنامه درسی دروس مختلف دردوره های تحصیلی، موید نقش کلیدی شورای عالی آموزش وپرورش در ایجاد ومدیریت تحول است.

تحول در آموزش و پرورش و فرصتها

 از آنجایی که این دستگاه عظیم آموزشی به عنوان محوری ترین رکن در ساخت زیر بناهای علمی، آموزشی،پژوهشی جامعه نقش بسزایی ایفا می کند و از جمله عرصه هایی است که با پاسخ گویی به موقع به نیازهای جامعه و غلبه بر ضعف ها و کاستیهای نگرشی ،ساختاری و اجرایی موجود می تواند در غالب کارآمد ساختن نظام تعلیم و تربیت کشور، بر امید و اعتماد عمومی بیفزاید و آهنگ و عزمی نو در سطوح،لایه ها و عرصه های مختلف جامعه به وجود آورد.در عصری که به انفجار دانش و اطلاعات لقب گرفته و توسعه دانش وتکنولوژی رشد شتابانی داشته ،آموزش و پرورش این عصر نمی تواند نسبت به این تحولات بی تفاوت بود و برنامه ریزی و استراتژی مدونی نداشته باشد .
رهبر معظم انقلاب اسلامی تحول در نظام آموزش و پرورش کشور را نیاز اساسی دانسته و تآکید بر آن داشتند که آموزش و پرورش برای ایجاد تحول با استفاده از نیروهای فکری، کارآمد و زبده کشورفلسفه نظام تعلیم و تربیت را بر اساس هویت دینی و ملی تدوین کند و نظام آموزش و پرورش را بر مبنای آن تغییر دهد.
بنابراین تحول در آموزش و پرورش باید با تکیه بر نوآوری ، مشارکت و رقابت، کاربردی کردن آموزش و تآمین نیازهای جدید ملی و استفاده از دستاوردهای جهانی استوار باشد .
زمینه های تحول در آموزش و پرورش:
در جهان دایمـا دستخوش تغییر امروز هر جامعه ای نیازمند اجرای اصلاحات در نظام آموزشی و پرورشی خویش است و طبعـآ جوامعی که از شتاب و شدت دگرگونی های بیشتر در عرصه های گوناگون اجتماعی ، فرهنگی و علمی برخوردارند به این مهم محتاج ترند بنابراین دلایل عدم تحول در نظام آموزش و پرورش به شرح ذیل بیان میگردد.

کتابهای درسی :
با توجه به اینکه هر ساله شاهد تغییرات در کتابهای درسی هستیم امااغلب آنها مفاهیم گویایی برای دانش آموزان ندارند، آنها را نقاد و تحلیل گر بار نمی آورند، کاربردی نیستند و اصولآ کارهای علمی آزمایشگاهی و تحقیقاتی جایگاه بسیار اندک در موضوعات درسی دارد .امروزه کتب درسی را چنان با اصول و چارچوبهای خاص یاد می دهیم که جز خستگی نتیجه دیگری ندارد و از طرفی دیگر متاسفانه به علت غیر کاربردی بودن مطالب و موضوعات درسی دانش آموزان فقط به دنبال بالا بردن معدل و درصد قبولی هستند
شیوه ها و روشهای تدریس:
اصولآ نظام آموزشی غیر هدفمند که هماره شیوه های تدریس سنتی را سر لوحه کار خود قرار دهد معلم نقش محوری را در کلاس درس ایفا میکند و بیشتر مبتنی بر سخنرانی و استفاده از مهارت های کلامی است و این عامل سبب می شود دانش آموزان در فرایند تدریس و یادگیری و ایفای یک نقش فعال فرصت مشارکت کمتری را پیدا کنند. دانش آموزان در این نوع سیستم صرفآ مطالب را حفظ میکنند و امتحان می دهند و مجالی برای بروز استعدادها ی خلاق نمی یابد و به تدریج تحرک و پویایی خود را از دست می دهد. ، معلم محوری جانشین دانش آموز محوری میشود ، روحیه پرسشگری از دانش آموزگرفته می شود و مهمتر اینکه ذهنیت پرسشگر و کاوش گر خلق نمی شود. از طرفی معلم را از رکود و روزمرگی خارج نکرده و در برابر سوالات جدید قرار نمی دهد .
تغییر مدیران و اعمال سلیقه در نظام آموزشی:
یکی از معضلاتی که امروزه دامنگیرآموزش و پرورش بوده این است که اغلب برنامه ها و تصمیمات اتخاذ شده با تغییر مدیران دستخوش تغییر و تحول میشود و بعضا نگاههای سلیقه ای و صدور بخشنامه ها و آیین نامه های متعددو گرفتاری در وادی سلایق
شخصی و تن دادن به آزمون و خطا ضربات جبران ناپذیری را بر پیکره نظام آموزشی وارد کرد .
عدم هماهنگی با تکنولو‍‍‍ژی روز دنیا:
از آنجایی که جهان امروز به انفجار دانش و اطلاعات روز رسیده و با توجه به اینکه در قرن ۲۱زندگی می کنیم و با دنیایی مدرن کامپیوتر،ماهواره،اینترنت و....روبرو هستیم اما متاسفانه تنها ابزار آموزشی ما در بسیاری از مدارس (( گچ و تخته)) می باشد و هنوز سیستم آموزشی ما نتوانسته با دنیایی تکنولوژی وفق پیدا کند یا به عبارتی دیگر نظام آموزشی ایران با دنیای مدرنیته امروز هماهنگ نیست.
بی توجهی به نقش معلم:
بی توجهی به نقش معلم در تحول آموزش و پرورش یکی از دلایل عقیم ماندن تحول نظام آموزشی است.مادامی که سه چالش اساسی مانند پائین بودن شآن و مقام معلم در جامعه ، پایین بودن سطح دانش و مهارت حرفه ای و پایین بودن سطح حقوق و مزایای معلمی وجود داشته باشد نمیتوانیم تحول بنیادی را در آموزش و پرورش ایجاد کنیم زیرا تحول را باید از معلمان شروع کرد و بی توجهی به این امر باعث شده که بحث چند شغله بودن معلمان مطرح گردد به گونه ای که یک معلم در یک زمان در یک مدرسه مشغول تدریس است اما ساعتی دیگر باید سریعا خود را به نقطه ای دیگر برساند و به تدریس در کلاسهای خصوصی و آموزشگاهها مشغول شود . همین امر باعث می شود که اشتیاق و نشاط کار و فعالیت در آنها کاسته شده و فقط به فکر تدریس و شیوه ای است که دانش آموز نمره قبولی بیاورد . در چنین سیستمی نو آوری و خلاقیت و ابتکار از دانش آموز گرفته می شود .
مدیریت متمرکز در آموزش و پرورش :
از چالشهای فرآروی ساختار آموزش و پرورش کشورمان مدیریت متمرکز در این سیستم می باشد .سازمانهای متمرکز آموزشی همواره به خاطر کندی در انجام کارها ،بی توجهی یا کم توجهی به نیازها و فرهنگ منطقه ای و تلاش و تثبیت وضعیت موجود نمیتوانند تحولی نو در سراسر کشور ایجاد کنند . کلیه تصمیمات ،خط مشی هاو برنامه ریزی های سازمان در یک جا اتخاذ و تنظیم میگردد و سپس جهت اجرا به استانها و مناطق ابلاغ می شود و مدیریت های مناطق به خصوص مدارس در واقع گردانندگان صرف بخشنامه ها و آیین نامه هایی هستند که خود قادر به اضافه کردن یک سطر از آن را ندارند .
توجه و نگاه کلی به کمیت ها در آموزش و پرورش:
آموزش و پرورش آنقدر به حاشیه های سرگرم کننده از قبیل نوسازی و تجهیز مدارس ، معیشت ، مسکن ، حقوق معلمان و به طور خلاصه خود را درگیر مسایل کمی کرده است که از پرداختن به موضوع اصلی که همانا فرآیند صحیح تعلیم و تربیت است دور مانده و از طرفی گستردگی و حجم زیاد این سیستم میطلبد که به کوچک سازی و واگذاری آن به سازمانها و مردم اهتمام ورزیم.
بررسی صلاحیت مدیران و کارشناسان آموزش و پرورش :
در حال حاضرافرادی که حتی در حوزه تخصصی خود نمی توانند کار کنند از طریق مجاری سیاسی ، مدیریت آموزش و پرورش را به عهده می گیرند و د ربعضی موارد تصمیماتی از سوی این افراد اتخاذ می شود که به صلاح آموزش و پرورش و نظام آموزشی نیست . از یک طرف عدم توفیق د رمشارکت پذیری و تعامل با بیش از یک میلیون نیروی کارشناس و تحصیل کرده و عدم توانایی در استفاده بهینه از آنان و از طرفی دیگر نبود کارشناس متخصص تعلیم و تربیت به معنای واقعی از چالشهای فرا روی آموزش و پرورش در این زمینه می باشد .
درس و بحث در فضای نامطلوب :
فضاهای آموزشی به گونه ای است که حس ناخوشایندی را در دانش آموزان و بی میلی و بی انگیزگی را در معلمین ایجاد کرده است . می بینیم دانش آموزی که نمره قبولی لازم را کسب کرده و معدل بالایی دارد اما در عمل بسیار ضعیف است و حتی در برخوردهای اجتماعی و حل مشکلات و کارهای فردی و شخصی خودش ناتوان است که این موارد باید به گونه ای اساسی و کارشناسی شده ای متحول شود ویا به عبارت دیگر فضای آموزشی کشورمان به دور از هر گونه جذابیتی فقط به دنبال کسب معدل و گذر از امتحانات است و می خواهد دانش آموزان را با نمره قبولی از پلی به نام امتحان عبور دهد و آنهم بدون کمترین آینده نگری در عرصه آموزش و پرورش .
کمرنگ بودن مشارکت مردم در مباحث آموزش و پرورش:
مشارکت مردم در انجمن اولیا و مربیان در حد بسیار پایینی است و در بسیاری از خانواده ها گاهی دیده شده که به این انجمن با نگاه دیگری می نگرند و هنگامی که دعوت نامه ای از سوی مدرسه به دست والدین می رسد تا در انجمن اولیا و مربیان شرکت کنند فورا گفته می شود که باز پول می خواهند و این ذهنیت منفی سبب شده تا مردم چنین انجمنی را محرم خود ندانند این در حالی است که فلسفه وجودی انجمن اولیا و مربیان ایجاد پیوند میان خانه و مدرسه است.
بی توجهی به مقوله فرهنگی:
در سالهای پس از پیروزی انقلاب متاسفانه علی رغم مشی انقلاب که مبتنی بر شاخص های فرهنگی بود بی توجهی به مقوله فرهنگ آنقدر پیش رفته که سبب تغییرذایقه جامعه شده و در واقع کارهایی از جنس فرهنگی کم سود آورترین و یا حتی زیان بارترین کارها به حساب می آید و این وضعیت منجر به خلا تفکر اقتصادیو عدم بروز خلاقیت اقتصادی در حوزه تعلیم و تربیت شده و خود این عامل و عواملی از قبیل افراطدر حمایت یکطرفه از دانش آموزان بدون در نظر گرفتن ظرفیت های فرهنگی و اجتماعی باعث شکسته شدن هیمنه و اقتدار معلمین و در نهایت تنزل غیر مستقیم پایگاه اجتماعی او شده است . در واقع ما مرحله گذار از جامعه بسته به جامعه باز را بسیار پر هزینه و گاهی نا موفق پشت سر گذاشتیم و این رویکرد تحقیری و تضعیف آمیز فرهنگی و اقتصادی سبب عدم راه یابی نخبگان و گاهی اوقات رویارویی آموزش و پرورش با مقوله فرار نخبگان بوده است .
اگر بخواهیم تحول بنیادی در آموزش و پرورش ایجاد کنیم باید به سه نکته اساسی توجه وافری داشته باشیم
الف) شناخت وضع موجود و کمبود کاستی های آن در مقایسه با وضع مطلوب
ب) ایجاد شرایطی که در آن الگوههای نو بتواند به صورت علمی به خود بگیرد
ج) آگاه ساختن گروههای مختلف در خصوص فواید و ضروریات تحول در آموزش و پرورش.
از آنجایی که یکی از اهداف مهم آموزش و پرورش توجه به معلم و ایجاد فضایی مناسب برای آنان می باشد باید تحول را از معلمین شروع کرد . شأن و منزلت معلم در صورتی نمود عینی پیدا می کند که جایگاه معلم در فرایند تصمیم گیری تعریف و در نگاه مدیران به عنوان یک باور قلبی پذیرفته شود و تا زمانی که کلیه تصمیمات مدیران حوزه ستاد باید توسط معلمان د رمدرسه به مرحله اجرا در بیاید تحول معنا و مفهومی ندارد . تا زمانی که معلم دغدغه مسایل رفاهی و معیشتی دارد و در تامین مایحتاج زندگی با مشکل روبروست و به ناچار باید شغل دوم یا سوم نیز داشته باشد انتظار کارآمدی و اثربخشی از او بیشتر شبیه آرزوست تا واقعیت. سیاستگذاران آموزش و پرورش باید هر سال مخصوصا در ایام تعطیلات تابستانی آموزشهای لازم را برای معلمان در نظر بگیرند زیرا در شرایط متحول جهانی نباید فکر و عمل معلم محدود به مرزهای جغرافیایی خود باشد و باید از قدرت خلاقیت و ابتکار لازم بهره مند شود. معلم نباید فعالیتهای خود را محدود به کتاب و جزوه نماید بلکه با استفاده مدام از تکنولوژی جدید همانند اینترنت،رایانه و.... به بروز استعدادهای خلاق و نوآور کمک کند.
امروزه اداره مطلوب مدارس شامل اصول و قواعدی است که باید آنها را آموخت و به کاربست.بارشد روزافزون علم و تکنولوژی در دنیا ، دوره اداره آموزش و پرورش به روش سنتی و متمرکز بدون پویایی و رویکرد تحولی و ناهماهنگ بسر آمده و آموزش و پرورش برای حفظ و بقای خود و ایجاد قابلیت برای تغییرات مثبت و هدفمند در دانش آموزان نیازمند مدیران کارآمد و اثر بخش است که بتوانند نظام غیر متمرکز را در آموزش و پرورش نهادینه کنند .
بدون تردید برای تعمیق یادگیری و درونی کردن آن و همچنین تقویت روحیه تحقیق و مطالعه و پرورش قوه خلاغیت ،ابتکارو مهارت آموزی در دانش آموزان باید از روشهای نوین علمی و آموزشی استفاده کرد که تحقق این امر درگرو تامین نیروی انسانی مجرب و کار آمد و برنامه ریزی مناسب است و این میاثر نیست جز تامین روشهای جدید علمی همانند اینترنت کامپیوتر و ...
فلسه وجود مدرسه دانش آموز می باشد. معلمین سیاست گذاران آموزش و پرورش با شناخت و درک صحیح از مراحل رشد،توانمندیها و ضعفها،تفاوتهای فردی،نیازهاو خواسته های دانش اموزان در رفتار آنان تغییر ایجاد کند.تاکید زیاد بر نمره دانش آموز به عنوان ملاک خوب بودن،عدم پذیرش ایده های جدید ، ارایه تکالیف جدید به دانش آموزان و استهزا و تمسخر به خاطر ایده یا نظر اشتباه دانش آموز موانع اساسی پرورش خلاقیت و ابتکار دانش آموز است که باعث سرخوردگی آنان نیز میشود .
سالهای متمادی است که اولیا ،معلمین،خانواده هاو دانش اموزان از حجم زیاد کتابهای درسی و به طبع آن ساعات حضور دانش اموزان در مدارس می نالند . حجم زیاد کتابهای درسی باعث رنگ باختن تولید فکر و خلاقیت دانش آموزان شده و تا حد زیادی ابتکار عمل را از دست مدیران و معلمان خارج کرده است. مسلما در چنین حالتی دانش آموز آزادی عمل و توانایی لازم را نخواهد داشت که پا را از چارچوب کتاب درسی خود فراتر بگذارد و در نتیجه او می آموزد تا صرفا در محدوده کتاب درسی خود بیندیشد و نه بیشتر.
...........و اینک که با تدبیر مقام معظم رهبری زمینه های تحول بنیادین در آموزش و پرورش فراهم شده انتظارمی رود دست اندرکاران نظام تعلیم و تربیت نگاه جامع ترو واقع بینانه تری از مفهوم تحول داشته باشند و آنرا در یک ضرورت دانسته و نسبت به نظام موجود آموزشی پافشاری نکنند زیرا با توجه به تحولات علمی و اموزشی در جهان امروز تغییرات در آموزش و پرورش به صورت محتوایی لازم و ضروری است و باید به این نکته توجه کنیم که نظام تحول شده نظامی است که دانش آموزرا با سواد معنوی،سیاسی،اجتماعی،فرهنگی و هنری، علمی، حرفه ای ،فنآوری،بهداشتی و زیست محیطی آشنا کند و آموزش دهنده انسان شناسی،جهان بینی و معرفت شناسی اسلامی و تقویت کننده آن باشد و ضمن انتقال ارزشها و معیارهای جامعه ، باید و نبایدهای آن فلسفه آن را نیز تحلیل و تبین نماید

 

نتیجه گیری بحث:
عوامل تسهیل کننده فرایند نوآوری :با اینکه نتیجه نو آوری وتغییر موفقیت آمیز است ؛اما علی رغم اهمیت آن در فرایند رشدوتوسعه تمدن بشری ،تغییر در فعالیت های انسانی به سادگی صورت نمی گیرد.از آنجایی که شناسایی عوامل تسهیل کننده تحولات سازمانی ،همچنین موانع وعوامل مقاومت کننده در برابر آن، می تواند در هدایت ومدیریت صحیح واصولی فرایند نوآوری وتحولات سازمانی توسط مدیریت سازمان موثر باشد."یکی از مهمترین عوامل تسهیل کننده وتقویت توان نوآوری وخلاقیت در سازمان ها ، ساختار مناسب وتشکیلات متناسب با اهداف موردنظراست؛ به طوری که ازدیدگاه صاحبنظران مختلف، ساختارسازمانی مناسب پیش فرض برای موفقیت ونوآوری وتغییردرسازمان است"(نژادایرانی،۱۳۷۶،۷)تافلر در باره بوروکراسی اداری می نویسد"امروزه تغییرات بسیارسریع به تصمیمهایی همانقدرسریع نیازدارد؛امامنازعات قدرت،نظام های اداری رابه طریق رسواکننده ای کندمیسازد.(تافلر۱۳۷۰ ،۳۰۶) درهمین رابط"دفت"نیزیکی ازسه ویژگی مهم ساختارسازمان های موفق باعدم تمرکزساختاری به منظورتشویق افرادبه خلاقیت میداند.(دفت ،۱۳۷۴ ،۹۶۱ )
اجتناب از دام های نوآوری وتحول:رهبران تحول در نوآوری با سه دام مواجه خواهند شد وآنهاآنقدر جذاب هستند که ممکن است رهبران مکرراً در دام یک ویا هرسه آنها بیفتند:زمانی که دنبال راههای نوآوری هستید،اولین دامی که بایدازآن اجتناب کرد.
موقعیتی است که سازگار با واقعیت های استراتژیک ندارد. حتی اگر نوآوری به شکست منجرنگردد– همانطورکه معمولاً اتفاق می افتد- همیشه مستلزم کوشش وتلاش زیاد،پول وزمان است.دومین دام گیج کننده نوآوری،نوظهوربودن است.آزمایش یک نوآوری باعث خلق ارزش می شود.نوظهور بودن فقط سرگرمی ایجاد می کنند. مدیریت مکرراً بدون هیچ دلیلی به جای انجام کارهای روزانه مشابه و خسته کننده ، احترام به نوآوری می کند و نکته این نیست که آیا ما آن را دوست داریم؟بلکه این است که آیا مشتریان آن را می خواهند وبرای آن پول خواهند داد؟سومین دام گیج کننده مربوط به حرکت وعمل است. معمولاً زمانی که یک محصول ،خدمت یا فرایند سود آوری نباشد بایستی کنار گذاشته شود و یا سریعاً تغییر کند.مدیریت،سازماندهی مجددانجام می دهدکه اغلب برای اطمینان موردنیازاست.سازماندهی مجدد به تنهایی یک حرکت است وجایگزین عمل نیست.فقط یک راه برای اجتناب از دام های فوق یادشده ویانجات شخصی که دریکی ازدام ها گرفتار شده است وجود دارد وآن"سازماندهی پیش نیازتحول است".

منابع

الف:کتاب ها
۱. آقایی فیشانی تیمور(۱۳۷۷)،خلاقیت ونوآوری در انسان ها وسازمان ها ،چاپ اول،تهران ،نشر ترمه
۲. تافلر الوین(۱۳۷۰)،جابجایی در قدرت،ترجمه شهیندخت خوارزمی،ناشر مترجم
۳. دفت ریچارد ال (۱۳۷۴)،تئوری سازمان و طراحی ساختار،ترجمه علی پارساییان و سید محمد اعرابی،جلد دوم ،تهران ،موسسه مطالعات وپژوهش های بازرگانی
۴. دیوید فردآر (۱۳۸۲)مدیریت استراتژیک،ترجمه دکتر علی پارساییان و سید محمد اعرابی،چاپ پنجم ،دفتر پژوهش های فرهنگی
۵. رابینز استیفن (۱۳۷۶)،مدیریت رفتارسازمانی ،ترجمه ترجمه دکتر علی پارساییان و سید محمد اعرابی،جلدسوم، موسسه مطالعات وپژوهش های بازرگانی
۶. سرمد غلامعلی (۱۳۸۰)روابط انسانی در سازمان های آموزشی ،چاپ دوم
۷. سنجری احمدرضا(۱۳۷۹)آموزش عاملان تغییر:دو مدل ترکیبی از تئوری وعمل ،ماهنامه تدبیرشماره ۱۰۴
۸. شیرازی علی(۱۳۷۳)مدیریت آموزشی ،مشهد،انتشارات جهاد دانشگاهی
۹. نژادایرانی فرهاد(۱۳۸۱)مدیریت خلاقیت ونوآوری در سازمان ها،ارومیه ،پیک سبحان
۱۰. هنسن مارک(۱۳۸۲)مدیریت آموزشی و رفتارسازمانی،ترجمه محمدعلی نائلی ،اهواز ، دانشگاه شهید چمران
ب : مقالات:
۱. پارسا احمد (۱۳۸۶)ماهنامه صنعت خودرو شماره ۳
۲. جلیل خانی بهرام (۱۳۸۵) تحول ، اینترنت،سایت آفتاب
۳. دراکر پیتراف،(۱۳۸۶) رهبران تغییر ،ترجمه حمید رحیمیان ،بانک مقالات فارسی
۴. مقام معظم رهبری (۱۳۸۶) بیانات ،درجمع روسای مناطق آموزش وپرورش
۵. موید نیا فریبا (۱۳۸۵)مدیریت ورهبرتحول ،ماهنامه علمی – آموزشی تدبیر، فروردین شماره ۱۶۷

 6-    نوسازي و نوآوري در آموزش وپرورش ؛ دكتر علي كاردان   روزنامه اعتماد اسفند 1382


موضوعات مرتبط: مقالات و مطالب ویژه عربي
[ دوشنبه هفتم بهمن ۱۳۸۷ ] [ 23:40 ] [ محمد علي ناظم غنايي ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

عربي زبان قرآن
،،شمس العرب،،كنايه از نام مبارك حضرت علي  عليه السلام است
قال علي عليه السلام
هو کلام الله، و تأویله لایشبه کلام البشر؛ کما لیس شیءٌ مِن خَلقِهِ یُشبِهُهُ، کذلک لایُشبِهُ فعله تعالی شیئاً من افعال البشر ...  (بحار الانوار،92/107)
اسلام دین جهان شمول و خاتم است‌. فرهنگ اسلامی جهان شمول است‌. خداوند خواسته دین اسلام و فرهنگ اسلامی جهانی باشد. یکی از ابعاد فرهنگ‌، زبان است‌. لذا خداوند قرآن را به زبان عربی نازل کرده است‌. تا زبان عربی جهانی شود، و این به جهت ویژگی‌های خاص زبان عربی و برتری آن بر زبان‌های دیگراست‌. زيرا زبان عربي از کامل ترين و پربارترين ادبيات ها مايه مي گيرد، و از حيث لغت و واژگان جزءوسيع ترين زبان ها مي باشد، از اين رو شايسته است به عنوان زبان ارسالي وحي باشد تابتواند تمام ريزه کاري هاي سخنان خداوند را به بهترين بيان به مخاطب خود انتقال دهد این همان چیزی است که امروز مطرح است‌; یعنی در پی جهانی کردن زبان‌، فرهنگ و...  اسلام از چهارده قرن پیش این موضوع را مطرح کرده است‌. و این را می‌توان یکی از معجزات اسلام و قرآن کریم دانست‌. زبان قرآن، زبان فطرت است و قرآن با فطرت آدميان سخن مي گويد كه زبان مشترك همه انسان هاست. وماسعي داريم در پرتو انوار مقدس شمس العرب وامير بيان مولي الكونين علي عليه السلام در اين وبلاگ به آن بپردازيم.

امکانات وب