عربي براي دبيرستان
آموزش عربي متون ادبي تاريخ اذبيات عرب قرآن و عترت 
قالب وبلاگ
   روایات نور از حضرت موسی بن جعفر علیه السلام

وَجَدْتُ عِلْمَ النّاسِ فى أرْبَع:

أَوَّلُها أنْ تَعْرِفَ رَبَّكَ، وَالثّانِيَةُ أنْ تَعْرِفَ ما صَنَعَ بِكَ، وَالثّالِثَةُ أنْ تَعْرِفَ ما أرادَ مِنْكَ، وَالرّبِعَةُ أنْ تَعْرِفَ ما يُخْرِجُكَ عَنْ دينِكَ.

تمام علم مردم را در چهار مورد شناسائى كرده ام:

اوّلين آنها اين كه پروردگار و آفريدگار خود را بشناسى و نسبت به او شناخت پيدا كنى، دوّم، اين كه بفهمى كه از براى وجود تو و نيز براى بقاء حيات تو چه كارها و تلاش هائى صورت گرفته است ، سوّم، بدانى كه براى چه آفريده شده اى و منظور چه بوده است،چهارم، معرفت پيدا كنى به آن چيزهائى كه سبب مى شود از دين و اعتقادات خود منحرف شوى (يعنى راه خوشبختى و بدبختى خود را بشناسى و در جامعه چشم و گوش بسته حركت نكنى.(

ما مِنْ بَلاء يَنْزِلُ عَلى عَبْد مُؤْمِن فَيُلْهِمُهُ اللّهُ عَزَّ وَ جَلَّ الدُّعاءَ إِلاّ كانَ كَشْفُ ذلِكَ الْبَلاءِ وَشيكاً، وَ ما مِنْ بَلاء يَنْزِلُ عَلى عَبْد مُؤْمِن فَيُمْسِكُ عَنِ الدُّعاءِ إلاّ كانَ ذلِكَ الْبَلاءُ طَويلاً، فَإذا نَزَلَ الْبَلاءُ فَعَلَيْكُمْ بِالدُّعاءِ وَ التَّضَرُّعِ إلَى اللّهِ عَزَّ وَ جَلَّ.

نيست بلائى كه بر مؤمن وارد شود مگر آنكه به وسيله دعا سريع بر طرف مى گردد، و چنانچه دعا نكند طولانى خواهد، پس هنگامي كه مصيبت و بلائى وارد شد، به درگاه خداوند دعا و تضرّع كنيد.

رَحِمَ اللهُ عَبْداً تَفَقَّهَ، عَرَفَ النّاسَ وَلايَعْرِفُونَهُ.

خداوند متعال رحمت كند بنده اى را كه در مسائل دينى تفقه و تحقيق نمايد (فقيه و عالم باشد) و نسبت به مردم شناخت پيدا كند، گرچه مردم او را نشناسند و قدر و منزلت او را ندانند.

إنَّ أهْلَ الاْرْضِ مَرْحُومُونَ ما يَخافُونَ، وَ أدُّوا الاْمانَةَ، وَ عَمِلُوا بِالْحَقِّ.

اهل زمين مورد رحمت )و بركت الهى (هستند، مادامى كه خوف و ترس )از گناه و معصيت داشته باشند) ، اداى امانت نمايند و حقّ را دريابند و مورد عمل قرار دهند.

بِئْسَ الْعَبْدُ يَكُونُ ذاوَجْهَيْنِ وَ ذالِسانَيْنِ.

بد شخصى است آنكه داراى دو چهره و دو زبان مى باشد، ) كه در پيش رو چيزى گويد و پشت سر چيز ديگر .(

مَنِ اسْتَشارَ لَمْ يَعْدِمْ عِنْدَ الصَّوابِ مادِحاً، وَ عِنْدَالْخَطإ عاذِراً.

كسى كه در امور زندگى خود )با اهل معرفت( مشورت كند، چنانچه درست و صحيح عمل كرده باشد مورد تعريف و تمجيد قرار مى گيرد و اگر خطا و اشتباه كند عذرش پذيرفته است.

مَنْ لَمْ يَكُنْ لَهُ مِنْ نَفْسِهِ واعِظٌ تَمَكَّنَ مِنْهُ عَدُوُّهُ ـ يعني الشّيطان.

هر كسى عقل و تدبيرش را مورد استفاده قرار ندهد، دشمنش )يعنى، شياطين انسى و جنّى و نيز هواهاى نفسانى) به راحتى او را مى فريبند و منحرف مى شود.

ما قُسِّمَ بَيْنَ الْعِبادِ أفْضَلُ مِنَ الْعَقْلِ، نَوْمُ الْعاقِلِ أفْضَلُ مِنْ سَهَرِالْجاهِلِ.

چيزى با فضيلت تر و بهتر از عقل، بين بندگان توزيع نشده است، (تا جائيكه) خواب عاقل (هوشمند) افضل و بهتر از شب زنده دارىِ جاهل ِبى خرد است.

اِيّاكَ وَ الْمِزاحَ، فَاِنَّهُ يَذْهَبُ بِنُورِ ايمانِكَ، وَ يَسْتَخِفُّ مُرُوَّتَكَ.

بر حذر باش از شوخى و مزاح ِ(بيجا( چون كه نور ايمان را از بين مى برد و جوانمردى و آبرو را سبك و بى اهميّت مى گرداند.

مَنْ صَدَقَ لِسانُهُ زَكى عَمَلُهُ، وَ مَنْ حَسُنَتْ نيَّتُهُ زيدَ فى رِزْقِهِ، وَ مَنْ حَسُنَ بِرُّهُ بِإخْوانِهِ وَ أهْلِهِ مُدَّ فى عُمْرِهِ.

هر كه زبانش صادق باشد اعمالش تزكيه است، هر كه فكر و نيّتش نيك باشد در روزيش توسعه خواهد بود، هر كه به دوستان و آشنايانش نيكى و احسان كند، عمرش طولانى خواهد شد.

الْمُؤْمِنُ بِعَرْضِ كُلِّ خَيْر، لَوْ قُطِّعَ أنْمِلَةً أنْمِلَةً كانَ خَيْراً لَهُ، وَ لَوْ وَلّى شَرْقَها وَ غَرْبَها كانَ خَيْراً لَهُ.

مؤمن (هميشه، در همه حالات) در معرض خير و سعادت خواهد بود، چنانچه (در سختى قرار گيرد و ) بندهاى بدنش قطعه قطعه گردد برايش خير و خوشبختى است، و اگر هم تمام شرق و غرب دنيا در اختيارش قرار گيرد، نيز برايش خير و سعادت است.

مَنْ اَرادَ أنْ يَكُونَ أقْوىَ النّاسِ فَلْيَتَوَكَّلْ علَى اللّهِ.

هركس بخواهد (در هر جهتى) قوى ترين ِ مردم باشد بايد توكّل در همه امور، بر خداوند سبحان نمايد.

أداءُ الاْمانَةِ وَ الصِّدقُ يَجْلِبانِ الرِّزْقَ، وَ الْخِيانَةُ وَ الْكِذْبُ يَجْلِبانِ الْفَقْرَ وَ النِّفاقَ.

امانتدارى و راست گوئى، هر دو موجب توسعه روزى مى شوند، وليكن خيانت در امانت و دروغگوئى موجب فلاكت و بيچارگى و سبب تيرگى دل مى باشد.

أبْلِغْ خَيْراً وَ قُلْ خَيْراً وَ لا تَكُنْ إمَّعَة.

نسبت به هم نوع خود خير و نيكى داشته باش، و سخن خوب و مفيد بگو، و خود را تابع بى تفاوت و بى مسئوليّت قرار مده.

تَفَقَّهُوا فى دينَ اللهِ، فَاِنَّ الْفِقْهَ مِفْتاحُ الْبَصيرَةِ، وَ تَمامُ الْعِبادَةِ، وَ السَّبَبُ اِلَى الْمَنازِلِ الرَفيعَةِ وَ الرُّتَبِ الْجَليلَةِ فِى الدّينِ وَ الدّنيا.

مسائل و احكام اعتقادى و عملى دين را فرا گيريد، چون كه شناخت احكام و معرفت نسبت به دستورات خداوند، كليد بينائى و بينش و انديشه مى باشد و موجب تماميّت كمال عبادات و اعمال مى گردد، و راه به سوى مقامات و منازل بلند مرتبه دنيا و آخرت است.

فَضْلُ الْفَقيهِ عَلَى العابِدِ كَفَضْلِ الشَّمْسِ عَلَى الْكَواكِبِ، وَ مَنْ لَمْ يَتَفَقَّهْ فى دينِهِ لَمْ يَرْضَ اللّهُ لَهُ عَمَلاً.

وَ قالَ: عَظِّمِ العالِمَ لِعِلْمِهِ وَدَعْ مُنازَعَتَهُ، وَ صَغِّرِالْجاهِلَ لِجَهْلِهِ وَلاتَطْرُدْهُ وَلكِنْ قَرِّبْهُ وَ عَلِّمْهُ.

ارزش و فضيلت فقيه بر عابد همانند فضيلت خورشيد بر ستاره ها است، و كسى كه در امور دين فقيه و عارف نباشد، خداوند نسبت به اعمال او راضى نخواهد بود.

و فرمود: عالِم را به جهت عملش تعظيم و احترام كن و با او منازعه منما، و اعتنائى به جاهل مكن ولى طردش هم نگردان، بلكه او را جذب نما و آنچه نمى داند تعليمش بده.

دَخَلْتُ إلَيْهِ، فَقالَ: لا تَسْتَغْني شيعَتُنا عَنْ أرْبَع:

خُمْرَة يُصَلِّي عَلَيْها، وَ خاتَم يَتَخَتَّمُ بِهِ، وَ سِواك يَسْتاكُ بِهِ، وَ سُبْحَة مِنْ طينِ قَبْرِ أبي عَبْدِ اللّهِ فيها ثَلاثٌ وَ ثَلاثُونَ حَبَّةً، مَتى قَلَّبَهَا ذاكِراً لِلّهِ كُتِبَ لَهُ بِكُلِّ حَبَّة أرْبَعُونَ حَسَنَةً، وَ إذا قَلَّبَها ساهِياً يَعْبَثُ بِها كُتِبَ لَهُ عِشْرُونَ حَسَنَةً.

شيعيان و دوستان ما (در هر حال و در هر كجا كه باشند) از چهار چيز نبايد بى نياز باشند:

جانمازى كه بر آن نماز بخوانند، انگشترى كه در دست نمايند، مسواكى كه دندانهاى خود را به وسيله آن مسواك كنند، و تسبيحى از تُربت امام حسين (ع) كه داراى 34 دانه باشد و به وسيله آن ذِكر گويد، كه خداوند متعال در مقابل هر دانه آن چهل حَسَنِه در نامه اعمالش ثبت مى نمايد، و چنانچه آن را دست گيرد بدون آن كه ذِكرى و دعائى بخواند 20 حسنه به او داده مى شود.

صَلوةُ النّوافِلِ قُرْبانٌ اِلَى اللهِ لِكُلِّ مُؤمِن.

انجام نمازهاى مستحبّى، هر مؤمنى را به خداوند متعال نزديك مى نمايد.

مَثَلُ الدّنيا مَثَلُ الْحَيَّةِ، مَسُّها لَيِّنٌ وَ فى جَوْفِهَا السَّمُّ الْقاتِلِ،يَحْذَرُهَا الرِّجالُ ذَوِى الْعُقُولِ وَ يَهْوى اِلَيْهَاالصِّبْيانُ بِأيْديهِمْ.

مَثَل دنيا همانند مار است كه پوست ظاهر آن نرم و لطيف و خوشرنگ، ولى در درون آن سمّ كشنده اى است كه مردان عاقل و هشيار از آن گريزانند و بچّه صفتان و بولهوسان به آن عشق مي ورزند .

مَثَلُ الدُّنيا مَثَلُ ماءِالْبَحْرِ كُلَّما شَرِبَ مِنْهُ الْعطْشانُ اِزْدادَ عَطَشاً حَتّى يَقْتُلُهُ.

مَثَل دنيا (و اموال و زيورآلات و تجمّلات آن) همانند آب دريا است كه انسانِ تشنه، هر چه از آن بياشامد بيشتر تشنه مى شود و آنقدر ميل مى كند تا هلاك شود.

مَنْ نَظَرَ بِرَأيْهِ هَلَكَ، وَ مَنْ تَرَكَ أهْلَ بَيْتِ نَبيِّهِ ضَلَّ، وَ مَنْ تَرَكَ كِتابَ اللهِ وَ قَوْلَ نَبيِّهِ كَفَرَ.

هركس به رأى و سليقه خود اهميّت دهد و در مسائل دين به آن عمل كند هلاك مى شود، و هركس اهل بيت پيغمبر (ص) را رها كند گمراه مى گردد، و هركس قرآن و سنّت رسول خدا (ص) را ترك كند كافر مى باشد.

إنَّ اللهَ لَيُبْغِضُ الْعَبْدَ النَّوّامَ، إنَّ اللهَ لَيُبْغِضُ الْعَبْدَ الْفارِغَ.

همانا خداوند دشمن دارد آن بنده اى را كه زياد بخوابد، و دشمن دارد آن بنده اى را كه بيكار باشد.

التَّواضُعُ: أنْ تُعْطِيَ النّاسَ ما تُحِبُّ أنْ تُعْطاهُ.

تواضع و فروتنى آن است كه آنچه دوست دارى، ديگران درباره تو انجام دهند، تو هم همان را درباره ديگران انجام دهى.

يُسْتَحَبُّ غَرامَةُ الْغُلامِ فى صِغَرِهِ لِيَكُونَ حَليماً فى كِبَرِهِ وَ يَنْبَغى لِلرَّجُلِ أنْ يُوَسِّعَ عَلى عَيالِهِ لِئَلاّ يَتَمَنَّوْا مَوْتَهَ.

بهتر است پسر را در دوران كودكى به كارهاى مختلف و سخت، وادار نمائى تا در بزرگى حليم و بردبار باشد، و بهتر است مرد نسبت به اهل منزل خود دست و دل باز باشد و در حدّ توان رفع نياز كند تا آرزوى مرگش را ننمايند.

 

لَيْسَ مِنّا مَنْ لَمْ يُحاسِبْ نَفْسَهُ فى كُلِّ يَوْم، فَإِنْ عَمِلَ حَسَناً إسْتَزادَ اللهَ، وَ إنْ عَمِلَ سَيِّئاً إسْتَغْفَرَاللهَ وَ تابَ اِلَيْهِ.

از شيعيان و دوستان ما نيست، كسى كه هر روز محاسبه نَفْس و بررسى اعمال خود را نداشته باشد، كه اگر چنانچه اعمال و نيّاتش خوب بوده، سعى كند بر آنها بيفزايد و اگر زشت و ناپسند بوده است، از خداوند طلب مغفرت و آمرزش كند و جبران نمايد.

ما مِنْ بَلاء يَنْزِلُ عَلى عَبْد مُؤْمِن، فَيُلْهِمُهُ اللّهُ عَزَّ وَ جَلَّ الدُّعاءَ، إلاّ كانَ كَشْفُ ذلِكَ الْبَلاءِ وَشيكاً، وَ ما مِنْ بَلاء يَنْزِلُ عَلى عَبْد مُؤْمِن فَيُمْسِكُ عَنِ الدُّعاءِ إلاّ كانَ ذلِكَ الْبَلاءُ طَويلاً، فَإذا نَزَلَ الْبَلاءُ فَعَلَيْكُمْ بِالدُّعاءِ، وَ التَّضَرُّعِ إلَى اللّهِ عَزَّ وَ جَلَّ.

بلا و گرفتارى بر مؤمنى وارد نمى شود مگر آنكه خداوند جلّ و على بر او الهام مى فرستد كه به درگاه بارى تعالى دعا نمايد، و آن بلا سريع بر طرف خواهد شد، و چنانچه از دعا خود دارى نمايد، آن بلا و گرفتارى طولانى گردد، پس هرگاه فتنه و بلائى بر شما وارد شود، به درگاه خداوند مهربان دعا و زارى نمائيد.

ما فِى الْميزانِ شَيْيءٌ أثْقَلُ مِنَ الصَّلاةِ عَلى مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمّد.

در ميزان الهى نيست عمل و چيزى، سنگين تر از ذكر صلوات بر محمّد و اهل بيتش (صلوات الله عليهم اجمعين).

قَليلُ الْعَمَلِ مِنَ الْعاقِلِ مَقْبُونٌ مُضاعَفٌ وَ كَثيرُالْعَمَلِ مِنْ أهْلِ الْهَوى وَالْجَهْلِ مَرْدُودٌ.

اعمال شخص عاقل مقبول است و چند برابر اجر خواهد داشت گرچه قليل باشد، ولى شخص نادان و هوسران گرچه زياد كار و خدمت و عبادت كند پذيرفته نخواهد بود.

إنَّ الاْرْضَ لا تَخُلُو مِنْ حُجَّة، وَ أنَا وَ اللهِ ذلِكَ الْحُجَّةُ.

همانا زمين در هيچ موقعيّتى خالى از حجّت خدا نيست و به خدا سوگند كه من خليفه و حجّت خداوند هستم.

ألْمُؤْمِنُ مِثْلُ كَفَّتَىِ الْميزانِ كُلَّما زيدَ فى ايمانِهِ زيدَ فى بَلائِهِ.

مؤمن همانند دو كفّه ترازو است، كه هر چه ايمانش افزوده شود بلاها و آزمايشاتش بيشتر مى گردد.

إنَّما أمِرْتُمْ أنْ تَسْئَلُوا، وَ لَيْسَ عَلَيْنَا الْجَوابُ، إنَّما ذلِكَ إلَيْنا.

شماها مأمور شده ايد كه {از ما اهل بيت رسول الله (ص)} سؤال كنيد، وليكن جواب و پاسخ آنها بر ما واجب نيست بلكه اگر مصلحت بود پاسخ مى دهيم وگرنه ساكت مى باشيم.

الإيمانُ فَوْقَ الاْسْلامِ بِدَرَجَة، وَالتَّقْوى فَوْقَ الإيمانِ بِدَرَجَة، وَ الْيَقينُ فَوْقَ التَّقْوى بِدَرَجَة، وَ ما قُسِّمَ فِى النّاسِ شَيْيءٌ أقَلُّ مِنَ الْيَقينِ.

ايمان، يك درجه از اسلام بالاتر است،تقوى نيز، يك درجه از ايمان بالاتر. يقين، يك درجه از تقوى بالاتر و برتر مى باشد و درجه اى كمتر از مرحله يقين در بين مردم ثمره بخش نخواهد بود


موضوعات مرتبط: مطالب مناسبتهای روز
[ دوشنبه چهاردهم بهمن ۱۳۸۷ ] [ 23:12 ] [ محمد علي ناظم غنايي ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

عربي زبان قرآن
،،شمس العرب،،كنايه از نام مبارك حضرت علي  عليه السلام است
قال علي عليه السلام
هو کلام الله، و تأویله لایشبه کلام البشر؛ کما لیس شیءٌ مِن خَلقِهِ یُشبِهُهُ، کذلک لایُشبِهُ فعله تعالی شیئاً من افعال البشر ...  (بحار الانوار،92/107)
اسلام دین جهان شمول و خاتم است‌. فرهنگ اسلامی جهان شمول است‌. خداوند خواسته دین اسلام و فرهنگ اسلامی جهانی باشد. یکی از ابعاد فرهنگ‌، زبان است‌. لذا خداوند قرآن را به زبان عربی نازل کرده است‌. تا زبان عربی جهانی شود، و این به جهت ویژگی‌های خاص زبان عربی و برتری آن بر زبان‌های دیگراست‌. زيرا زبان عربي از کامل ترين و پربارترين ادبيات ها مايه مي گيرد، و از حيث لغت و واژگان جزءوسيع ترين زبان ها مي باشد، از اين رو شايسته است به عنوان زبان ارسالي وحي باشد تابتواند تمام ريزه کاري هاي سخنان خداوند را به بهترين بيان به مخاطب خود انتقال دهد این همان چیزی است که امروز مطرح است‌; یعنی در پی جهانی کردن زبان‌، فرهنگ و...  اسلام از چهارده قرن پیش این موضوع را مطرح کرده است‌. و این را می‌توان یکی از معجزات اسلام و قرآن کریم دانست‌. زبان قرآن، زبان فطرت است و قرآن با فطرت آدميان سخن مي گويد كه زبان مشترك همه انسان هاست. وماسعي داريم در پرتو انوار مقدس شمس العرب وامير بيان مولي الكونين علي عليه السلام در اين وبلاگ به آن بپردازيم.

امکانات وب